را به منزلهء مقارعه « 1 » ؛ چه اراده رابط « 2 » است بينهما ، همچنانكه مقارعه رابط « 3 » است بين الجسمين ربطى كه مقتضى حدوث صوت « 4 » است . و كمال رحمت الهى به حكم :
/ 177 / اقتضا « 5 » چنان نمود كه اين صور علمى از اسماى سموّ « 6 » ذاتى در مجالى ثلاثهء : صوتى و كتابى و خيالى تنزّل نموده ، بر سمع و بصر و قلب انسانى ظاهر گردد ؛ و « 7 » با وجود اين تنزّلات و ظهور در ملابس « 8 » حدوث همچنان حقيقت قدسى شعارش در ذات خود از آلايش رجس « 9 » هيولانى « 10 » مبرّا و محفوظ باشد ، چنانچه از فحواى :
/ 178 / مستفاد مىشود » با قوانين حكميّه وفاق و بر قواعد برهانيه انطباق ندارد . چه مقارعهء « 11 » مقتضى حدوث صوت « 12 » مفاعله است بين المتقارعين « 13 » المتقاومين « 14 » ؛ و علم و قدرت هر دو از جانب فاعل و در يك طرف واقعاند « 15 » و ميانهء « 16 » ايشان تقارع و تقاوم « 17 » و مقارعه و مقاومه « 18 » به حسب معنى معقول « 19 » نيست ، بلكه معقول « 20 » تقارع معنوى است ميانهء « 21 » فاعليت فاعل و قابليت قابل ، و ميانهء « 22 » قوّت فعلى و قوّت انفعالى كه از « 23 » دو طرف متحاذى و بر « 24 » دو جانب « 25 » متقابلاند ؛ و « اراده » مقارعهء بين العلم و القدرة « 26 » نيست ، بلكه شوقى است متأكّد منبعث از علم يا « 27 » مرتبهاى خاصّ « 28 » از مراتب علميه - على ما هو المقرّر « 29 » فى مقرّه - بلكه معقول از مقارعهء معنويه « 30 » تأثير بالفعل است كه از ملاقات قوّتين فعليه و