الجذوة الثانية عشر مراتب حروف بر حسب بيّنات و زبر
بسايط حروف ، همه زمنيّات « 1 » الحصول و زمانيّات الوجودند « 2 » ؛ و هيچ حرفى آنى التحقّق نيست ؛ چه به حركت حاصل مىشود ؛ و منصرح است « 3 » كه از « 4 » تضامّ غير منقسمات « 5 » ممتدّى مقدارى و هويّتى اتّصالى ، ممكن التحصّل « 6 » نيست . و تحقيق « 7 » اختلاف مقادير ازمنهء حصول به حسب اختلاف مراتب حفز « 8 » هوا و فتح عضلات ، و اختلاف مراتب مقاومات « 9 » و انضغاطات « 10 » و « 11 » حبسات « 12 » و اطلاقات قوّة و ضعفا « 13 » ، و كثرة و قلّة « 14 » ، و كمّا و كيفا ، به تفصيلى كه اداى حقّ مقام اقتضاى آن كند ، مكانى از اين انسب و مقامى از اين اوسع مىخواهد . اكنون آنچه اين مقام را از آن منتدحى « 15 » نبوده باشد ، عنان سخن به سمت بيان آن « 16 » منعطف داريم : حرف در اعتبار جسدانى به حسب زبر و بيّنات « 17 » ، منقسم است به ظاهر و باطن « 18 » ، و مسمّا و اسم ؛ « 19 » بيّنات « 20 » و باطن فضل « 21 » اسم است « 22 » بر « 23 » مسمّا ، كه زبر و ظاهر « 24 » عبارت از آن است ؛ و « 25 » اين اصطلاح از مطاوى اسرار قرآن حكيم اخذ كردهاند ، حيث قال - عزّ « 26 » قائلا - :