از آن رو « 1 » كه هر يك را هفت مرتبه از مدارج بطون هست كه بيّنات ايشان مىشوند « 2 » و هيچ « 3 » حرف از سه و چهار نمىگذرد « 4 » ؛ و از اين رو در ميان « 5 » ترتيب مزدوجهء كلامى واقعاند و جاى قلب گرفتهاند » سهوى است كه او را افتاده است از چند وجه . و « 6 » مراتب « 7 » صادين - اگر چه در عدد طبقات با مراتب « 8 » « سينين » و « 9 » « عينين » موافق است ، و لكن « 10 » طبقات « سينين » و « عينين » به حسب غير مكرّرات حروف در عدد ازيد « 11 » آمده است ؛ چه طبقهء روابع حروف اربعه بر « 12 » دو حرف « 13 » غير مكرّر مشتمل است ؛ « 14 » و در طبقهء روابع صادين « 15 » بيش از يك حرف نيست . و ببايد دانست كه حرف در لغت به معنى طرف است و جانب ؛ قال - عزّ من قائل - :
/ 169 / و تقاطيع هواى تنفّسى متموّج را از آن حروف گفتهاند كه اطراف كلاماند . و در اصطلاح اصحاب اين فنّ ، لفظى است مشترك ميانهء چهار « 16 » معنى : [ 1 . ] گاهى حرف گويند و مجرّد ظاهر - كه مسمّاست - خواهند « 17 » . [ 2 . ] و گاهى همين « 18 » بيّنات تنها . [ 3 . ] و گاهى اسم كه مجموع اول « 19 » و ثوانى « 20 » است ؛ اعنى طبقهء ظاهر « 21 » و اوّل بطون كه طبقهء اولاى بيّنات باشد . [ 4 . ] و گاهى جميع مراتب و طبقات باسرها . و حقّ اصطلاح در تسميهء طبقات - پيش من - آن است كه طبقهء ظاهر « 22 » را درجه