تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جذوات و مواقيت ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

از آن رو « 1 » كه هر يك را هفت مرتبه از مدارج بطون هست كه بيّنات ايشان مىشوند « 2 » و هيچ « 3 » حرف از سه و چهار نمىگذرد « 4 » ؛ و از اين رو در ميان « 5 » ترتيب مزدوجهء كلامى واقع‌اند و جاى قلب گرفته‌اند » سهوى است كه او را افتاده است از چند وجه . و « 6 » مراتب « 7 » صادين - اگر چه در عدد طبقات با مراتب « 8 » « سينين » و « 9 » « عينين » موافق است ، و لكن « 10 » طبقات « سينين » و « عينين » به حسب غير مكرّرات حروف در عدد ازيد « 11 » آمده است ؛ چه طبقهء روابع حروف اربعه بر « 12 » دو حرف « 13 » غير مكرّر مشتمل است ؛ « 14 » و در طبقهء روابع صادين « 15 » بيش از يك حرف نيست . و ببايد دانست كه حرف در لغت به معنى طرف است و جانب ؛ قال - عزّ من قائل - :

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ

/ 169 / و تقاطيع هواى تنفّسى متموّج را از آن حروف گفته‌اند كه اطراف كلام‌اند . و در اصطلاح اصحاب اين فنّ ، لفظى است مشترك ميانهء چهار « 16 » معنى : [ 1 . ] گاهى حرف گويند و مجرّد ظاهر - كه مسمّاست - خواهند « 17 » . [ 2 . ] و گاهى همين « 18 » بيّنات تنها . [ 3 . ] و گاهى اسم كه مجموع اول « 19 » و ثوانى « 20 » است ؛ اعنى طبقهء ظاهر « 21 » و اوّل بطون كه طبقهء اولاى بيّنات باشد . [ 4 . ] و گاهى جميع مراتب و طبقات باسرها . و حقّ اصطلاح در تسميهء طبقات - پيش من - آن است كه طبقهء ظاهر « 22 » را درجه

هامش
( 1 ) . ن : از اين رو .
( 2 ) . پ : مىشود .
( 3 ) . س : هيج .
( 4 ) . پ : نمىگذارد ؛ ق : نمىگزرد ؛ ن : ميگذرد .
( 5 ) . پ : جان .
( 6 ) . پ : - و .
( 7 ) . س : + حلد .
( 8 ) . پ : مراين .
( 9 ) . پ ، ت ، ج ، س ، ق ، ن : + مراتب .
( 10 ) . پ : و ليكن .
( 11 ) . پ : ازبد ؛ ن : زايد .
( 12 ) . پ : هر .
( 13 ) . پ : حروف .
( 14 ) . ق : + و در طبقه بر دو حرف غير مكرر مشتملست .
( 15 ) . ق : ضاد .
( 16 ) . ن : + و پنج .
( 17 ) . پ : خوانند .
( 18 ) . س : همچنين ؛ ق : همى .
( 19 ) . پ : اوّل .
( 20 ) . ن : ثانى .
( 21 ) . ج : + خوانند ؛ ق : ظ .
( 22 ) . ق : ظ .