( حكمة الاشراق ، ص 214 ) « و هذه ، كلّها اشراقات على النّور المدبّر فتنعكس الى الهيكل و الى الرّوح النّفسانىّ . . . » .
( همان ، ص 254 ) « هيكل » ، در اصطلاح شيخ اشراق ، به معنى كالبد و جسد به كار رفته است . و شواهد فوق دليل اين مدّعاست .
هيولى :
« بدان كه حق سبحانه و تعالى اوّل چيزى كه در عالم اجسام بيافريد مادّه بود كه آن را به اصطلاح حكما ، « هيولى » خوانند و از آنجا ، چهار طبع پديد كرد و آن ، آب است و خاك و باد و آتش ، و نسبت مادّه با چهار طبع چنان است كه نسبت آهن ، با شمشير و كارد و زره ، و همچنانكه آهن ، آن استعداد دارد كه هر صورتى قبول تواند كردن و در هر صورتى اقتضاى نامى كند ، گاه شمشير باشد و گاه كارد و گاه ، زره ، مادّه را نيز آن استعداد هست كه هر وقتى به صورتى برآيد و در هر صورتى او را نامى باشد ، گاهش خاك خوانند و گاه ، آب ، گاه ، باد و گاه ، آتش . . . » .
( بستان القلوب ، ص 346 ) « . . . بدان كه چون گويى « آب » ، « هوا » شود نه آن باشد كه آب به كلّى و به جملهء اجزا باطل شود و هوا حاصل آيد و نه آن است كه آب ، با آنكه آب است ، هوا نيز شود كه يك چيز در يك حال ، آب و هوا ، نباشد ، بلكه آن است كه آن چيز كه صورت آبى داشت ، صورت آبى آن زايل شد و صورت هوايى در او حاصل آمد .
« و آن چيز كه اين صورتها بر او مىآيد او را « هيولى » خوانند . و « هيولى » را به امتداد ما ، « جسم » خوانند و با صورت آبى ، آب و با صورت خاكى ، خاك . و « عنصريّات » را هيولى ، مشترك است كه چون صورتى از او بشود ، ديگرى در او حاصل گردد ، امّا « اثيريّات » ، كون و فساد نپذيرد كه هيولاى ايشان مشترك نيست . . . » .
( پرتونامه ، ص 19 ) « . . . بدان كه موجوداتى كه در عالم عناصر پديد مىآيد از دو چيز حاصل مىشود :
يكى از « هيولى » و يكى از « صورت » ، و هيولى از اين عالم است و صورت از آن عالم ، از