تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
« واهب الصّور » ، و هر آنچه در اين عالم نبود آن گاه به وجود آيد ، صورت ، از واهب الصّور يافته باشد به حسب استعداد و به ميانجى سماويّات ؛ چنان كه مثلا بخار ، صورت باران و برف و تگرگ پذيرد و مادّهء نبات و حيوان ، كه صورت نبات و حيوان پذيرد . و بسيارى از حيوانات هستند كه چون مادّهء ايشان قبول صورت يافت و مستعدّ شد بىزمان ، در وجود مىآيند و « خلق السّاعه » اين است . . . » . ( يزدان شناخت ، صص 448 - 449 ) آنچه تا اينجا ، در مورد هيولا و صورت نقل شد ، از مواردى است كه شيخ ، در آنها بر نهج حكماى مشّاء رفته است . حكماى مشّاء معتقدند كه : اجسام مركب از عناصرند و عناصر هم متشكّل از سه چيزند : « هيولا » ، « صورت » و « عوارض » ( كيفيّات و كميّات ) ، هيولا ، همان مادّهء بالقوّهء اوليّهء اجسام است كه با پذيرفتن صورت ، بالفعل مىشود ، امّا صورت هم ، هيچ گاه ، بدون عوارض تحقّق نمىپذيرد . و آنچه كه ما از اجسام احساس مىكنيم در واقع همان عوارض آنهاست نه « هيولى » يا « صورت » . از طرف ديگر همين حكما ، موجودات ممكن را به دو قسم « جوهر » و « عرض » تقسيم كرده و هيولى و صورت را از مقولهء « جوهر » ، و كميّات و كيفيّات را از مقولهء « عرض » به شمار مىآورند . و جوهر را هم به پنج نوع عقل و نفس و جسم و هيولى و صورت ، تقسيم مىكنند . شيخ - ره - انقسام موجود به جوهر و عرض را مىپذيرد ، امّا مقوله‌اى به عنوان « هيولا » را قبول ندارد و آن را چيزى جز مقدار مطلق نمىداند و مقدار مطلق را هم همان « جسم مطلق » به حساب مىآورد كه با پذيرفتن امتدادات سه‌گانهء طول و عرض و عمق به صورت جسم تعليمى در مىآيد . صورت را هم ، از مقولهء اعراض به شمار مىآورد و در نتيجه ، جواهر را ، در سه نوع عقول و نفوس و اجسام ، و اعراض را هم در چهار مقولهء كم و كيف و حركت و اضافه ، منحصر مىداند . ( براى توضيح بيشتر در اين زمينه به مباحث « جسم » ، « صورت » ، « عرض » و « مقولات » در همين رساله مراجعه شود ) . شيخ اشراق - رحمه اللّه - در همان حالى هم كه بر مشرب و منهج حكماى مشّاء و با استفاده از اصطلاحات آنها به بحث از عالم مىپردازد ، هميشه چاشنيى از ذوق اشراقى و
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 387 | سيد محمد خالد غفارى