مىشود و نسخهاى كوچك از كلّ عالم مىشود .
و آنچه از قول « ابن سينا » ، در مورد « كمال نفس » و رسيدن او به مرحلهء عقل بالمستفاد ، نقل شده است ، چيزى است شبيه بدين نظر : « . . . كمال حقيقى نفس ناطقه ، خفّى ، و نهايت كمال آن ، عبارت است از : صيرورته عالما عقليّا تنبسط فيه صور الموجودات . . . » . « 1 »
لذّت عقل عملى :
« . . . و از جهت عقل عملى ، كمالش آن است كه او را بر بدن هيأت استعلايى باشد نه هيأت انفعالى از بدن ، و خلق عدالت ، او را حاصل شود . . . » .
( پرتونامه ، ص 67 )
لذّت نفس :
« . . . و چون شواغل و موانع تن و قواى او برخيزد و نفس ، عارف شود بر حقايق ، لذّتى عظيم يابد به مشاهدهء ملكوت و به اشراق نور حق - تعالى - چنان كه در قرآن آمد
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ
« 2 » الآيه ، و آيتى ديگر
« فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ »
« 3 » و « عنديّت » ، آن است كه حجاب برخيزد و موانع برداشته شود ، و « نضرت » ، شروق نور است و بهجت قدسى ، و نظر ، - در الى ربّها ناظرة - آن است كه انوار حق تعالى بر ذوات شريف ، اشراق كند و لذّت و شادى تمام دريابند به تجلّى حق - تعالى - و پيدا شدن او ، كه نفس بدان زنده شود و به نورى كه از جلال حق بر ايشان تابد ، لذّتى وافر دريابند ، كه
« لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ »
. « 4 » ( الواح عمادى ، ص 172 )
مراتب لذّت برندگان :
« . . . و چون معلوم شد كه لذّت وصول ، كمال است و ادراك آن ، پس هيچ چيز كاملتر از
هامش
( 1 ) فرهنگ علوم عقلى .
( 2 ) سوره 75 ( القيمة ) آيهء 22 .
( 3 ) سوره 54 ( القمر ) آيهء 55 .
( 4 ) سوره 57 ( الحديد ) ، آيه 12 .