ل
لذت :
« . . . و بدان كه لذّت رسيدن كمال و خير چيزى است به دو و ادراك كردن آن از آن روى كه چنين است ، چون مانعى و عايقى نباشد . . . و چيز لذيذ ، باشد كه برسد و از آن لذّتى حاصل نشود از بهر مانعى . . . » . ( پرتونامه ، ص 67 ) « . . . ببايد دانستن كه حقيقت لذّت و الم آن است كه لذّت ، دريافتن چيزى ملايم است و الم ، دريافتن چيزى منافى ، و هر قوّتى را از قوّتهاى مدركات ، لذّتى و المى است به حسب آن قوّت ، چنان كه لذّت قوّت غضبى غلبه است و لذّت قوّت شهوانى ذوق ، و لذّت قوّت و هم ، رجا و لذّت قوّت عقل ، علم . ( يزدان شناخت ، ص 432 ) بحث از « لذّت و الم » ، در آثار فارسى و عربى شيخ - ره - جايگاه خاصّى دارد و هدف از اين بحث ، متوجّه كردن انسان به سوى لذّات واقعى است كه همانا لذّت نفس ناطقه و لذّت ادراك عقلى است . براى نيل به اين هدف ، اوّل لذّت و الم « 1 » را تعريف مىكند و مىگويد لذّت ، آن است كه مدرك ، به چيزى كه براى او ملايم و مناسب و خير و كمال است برسد و آن را ادراك كند . در اين تعريف ، قيودى به كار رفته است ، از جمله رسيدن مدرك است به چيزى كه براى او مناسب و خير و مايهء كمال باشد ، پس رسيدن به چيزى كه به مذاق خوش باشد امّا خير و كمالى در آن نباشد ، آن ، لذّت نيست . ديگر اينكه ، اين مايهء خير و كمال ، ادراك بشود . پس اگر انسان به چيز ملايم و مناسبى رسيد ، ولى به سبب وجود مانعى نتوانست آن را ادراك بكند ، باز هم به لذّتش نرسيده است ، و براى اين مورد ، غالبا ، مست و عنّين را مثال مىزند .