تناهى و عدم تناهى را مىپذيرد .
كمّ يا متّصل است يا منفصل ، كم متّصل هم ، دو نوع است : ثابت و غير ثابت ، كم متّصل ثابت مانند خطّ و سطح و جسم تعليمى ، منظور از اجسام تعليمى اجسام معمولى است كه قابل رؤيت و داراى طول و عرض و عمقاند ، نه جسم فلسفى .
كم متّصل غير ثابت ، كه به جز تجدّد مستمرّ چيزى نيست ، زمان است ، و كم منفصل هم عبارت از عدد است .
كم 1 . متّصل : چيزهاى ثباتپذير : خطّ : تنها طول دارد و فاقد عرض و عمق است .
سطح : طول و عرض دارد .
جسم تعليمى ( حجم ) : داراى طول و عرض و عمق است .
چيز بىثبات زمان 2 . منفصل چيزى كه اجزاى آن حدّ مشتركى ندارند و آن عدد است .
كمال :
« و كمال الشّىء ما يجب ان يكون له » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 1 ؛ تلويحات ، ص 91 ) هر چيزى بايستگىها و شايستگىهاى خاصّ خود را دارد . رسيدن به تمام آنچه كه شايسته و بايستهء هر موجودى است كمال آن موجود است .
كمال مردم :
« . . . و فى الجمله كمال مردم در تجرّدست از مادّت به قدر طاقت ، و تشبّه به مبادى . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 69 ) كلمهء مردم ، در فارسى درى بيشتر در معنى اسم جنس به كار رفته است تا اسم جمع ، يعنى به معنى شخص و فرد انسانى استعمال شده و نه گروهى از انسانها .
در هر حال ، از آنجا كه انسان موجودى نيمه مادّى و نيمه معنوى است ، به علّت داشتن بعد و تعلّق شديد به مادّيات ، نمىتوان از او انتظار داشت كه به يك بارگى ، و با