مىبينيم ، اينها كى بهترين وجه هستند ؟
ديگر اينكه ، خدا كه قادر متعال است چطور نمىتواند عالمى را بيافريند كه بهتر از اينكه هست باشد ؟
شيخ - ره - جواب سؤال مقدّر اوّل را ، در مباحث « اسباب حوادث و خير و شرّ و قضا و قدر » به تفضيل ، در اكثر آثار فارسى و عربيش ، بيان كرده است . و براى پاسخ مفصّل - به آن مباحث در آثار شيخ ، يا در همين رساله - رجوع شود و امّا جواب سؤال مقدّر دوم اين است كه حيطهء قدرت قادر مطلق ، ممكنات است نه محالات و ممتنعات ، زيرا اگر محالها و ممتنعها هم در حيطهء قدرت قادر متعال قرار مىگرفتند ، ديگر محال و ممتنع نبودند ، پس چون محال و ممتنعاند غير ممكناند و گفتيم كه اشرف از اينكه هست ممكن نيست ، پس عالمى بهتر از اينكه هست متصوّر نيست .
كواكب ذات ذنب :
« . . . و اگر دخان به بالا رود تا به نزد آتش رسد ، آتش در او افتد و شعله از او حاصل شود و به موافقت آتشى كه به موافقت فلك بجنبد ، حركت كند ، آن است كه « كواكب ذات ذنب » و « گيسودار » ش خوانند .
( پرتونامه ، ص 22 )
كون و فساد :
« و چون صورتى برود و صورتى ديگر حاصل شود آن را « كون و فساد » خوانند ، فساد ، نسبت با آنچه رفته است ، و كون ، نسبت با آنچه آمده است » .
( پرتونامه ، ص 20 ) ( براى توضيح به مباحث فساد و استحاله ، رجوع شود ) .
كهانت :
« . . . امّا دانستن حقيقت كهانت ، اگر چه نفوس كواهن را قبول جزويّات هم از عالم نفس