تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣

موجودات مشخّص و منفرد منطبق مىشوند و موجب شناخت آنها مىشوند . و گاهى ذهن ، به دسته بندى اين تصاوير مىپردازد و به نسبت تشابهات و تناسباتى كه دارند به گروههايى تقسيم مىكند و از هر گونه ، مشخّصات مشتركى را انتزاع مىنمايد و از اين مشخّصات مشترك ، تصويرى فراگير مىسازد كه بر همهء افراد همسان و متشابه ( همجنس و همنوع ) ، قابل انطباق باشد ، اين تصوير كلّى ، اگر چه بر همهء افراد خارجى همسان و مشابه ، منطبق است - و ما هر فردى را كه قبلا هم نديده باشيم به محض احساس و رؤيت ، مىتوانيم حكم كنيم كه اين هم از مصاديق اين تصوير است - ، مصداق كلّى آن ، هيچ گاه در خارج ذهن پيدا نمىشود : « و بدان كه معنى كلّى « 1 » ، در بيرون عقل هرگز واقع نشود كه اگر در عيان حاصل شود ، او را « اوئى » باشد كه ديگران را در آن شركت نباشد و ما گفتيم كه كلّى آن است از معانى ، كه در او بسياران را شركت تواند بود » . « 2 » « . . . و وجود كلّى جز در ذهن حاصل نيايد ، زيرا كه بيرون ذهن هر چيزى را هويّتى است خاصّ ، چنان كه ديگران را در آن شركت نيست . . . و آن صورت مطلق كلّى را نبايد كه مقدار باشد . . . » . « 3 » اين تصوير كلّى ذهنى خود يك موجود است ، امّا موجودى عقلى عارى از مادّه و مقدار . توضيح اينكه اشياء ، چهار نوع وجود دارند ، دو وجود حقيقى و دو وجود اعتبارى بدين شرح : 1 . وجود حقيقى خارجى ، مانند وجود افراد و اشيائى كه در اين عالم هستند . 2 . وجود حقيقى ذهنى ، مانند همان تصاوير جزئى يا كلّيى كه از موجودات خارجى و يا از مشتركات آنها در ذهن ما نقش بسته‌اند . حقيقى بودن اين تصاوير ذهنى از اين جهت است كه مخلوق جعل و اعتبار ما نيستند و ما بخواهيم و يا نخواهيم در ذهن ما وجود دارند .

هامش
( 1 ) منظور از معنى ، در اينجا ، مصداق است .
( 2 ) پرتونامه ، ص 6 .
( 3 ) بستان القلوب ، صص 336 - 337 .