2 . مطلوب ، آن چيزى است كه در صدد اثبات يا نفى آنند .
3 . نتيجه ، همان مطلوب است كه به شكل قضيّهاى از قياس ( مقدّمات ) استنتاج مىشود .
4 . حدّ ، هر يك از اركان اصلى قضيّه را كه عبارتاند از موضوع و محمول يا مقدّم و تالى ، حدّ مقدّمات ، مىگويند .
5 . حدّ اكبر ، حدّ اصغر ، حدّ اوسط ، صغرا ، كبرا :
نتيجهء قياس ، يك قضيّه است كه داراى موضوع و محمول است . موضوع نتيجه را ، « حدّ اكبر » و محمول آن را « حدّ اصغر » مىگويند ، و مقدّمهاى كه حدّ اصغر در آن باشد « صغرا » و مقدّمه شامل حد اكبر را « كبرا » مىنامند و « حدّ واسط » ، موضوع يا محمولى است كه در هر دو مقدّمه تكرار مىشود .
6 . طرفين : حد اكبر و حد اصغر را با هم « طرفين » مىگويند .
7 . صورت قياس : عبارت است از وضع و كيفيّت قرار گرفتن مقدّمات قياس و نحوهء تركيب آنها .
ج ) اقسام قياس : قياس را مىتوان از جهات مختلفى به انواع گوناگون تقسيم كرد ، من جمله از لحاظ مادّه و از لحاظ صورت .
مادّه قياس ، همان قضايايى است كه مقدّمات قياس را تشكيل مىدهند ؛ هر قضيّه ، حكم و خبرى است و هر حكم و خبرى محتمل صدق و كذب است ، بعضى از قضاياى كاملا صادق و غير قابل انكارند و بعضى بدين درجه نيستند .
تقسيم قياس از لحاظ مادّه ، ناظر به اين جهت است ، و قياس از اين جهت ، پنج نوع است كه عبارتاند از : برهان ، جدل ، خطابه ، شعر و مغالطه .
بحث از اين قياسهاى پنجگانه و شرايط و موادّ آنها را ، بحث از « صناعات خمس » مىگويند ، امّا آنچه در اينجا بيشتر ، مورد نظر است ، تقسيم قياس از لحاظ صورت است .
قياس از لحاظ صورت يا استثنايى است يا اقترانى .
قياس استثنايى ، قياسى است كه مشتمل بر صورت و مادّهء نتيجه باشد ، مانند : هر گاه خورشيد طلوع كرده باشد ، پس روز است ، ولى خورشيد طلوع كرده است ، پس روز است . اينجا ، قضيّهء « پس روز است » ( حالا روز است ) كه نتيجهء قياس است ، عينا در قياس آمده است .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٢٩٥