قياس :
« . . . و القياس هو قول مؤلّف من قضايا اذا سلّمت لزم عنه لذاته قول آخر . . . القياس لا يكون اقلّ من قضيّتين . . . و لا قياس واحد من اكثر من قضيّتين . . . » . ( حكمة الاشراق ، صص 22 - 33 ) تعريف فوق ، همان تعريف مشهور قياس در كتب معتبر منطق است . « 1 » تا اينجا ، مطلب تازهاى مطرح نشده است ، امّا در بحث از اشكال و ضروب قياس است كه شيخ - ره - ضوابط و دقايق اشراقى را مطرح مىكند . لذا براى فهم بهتر اين دقايق اشراقى ، لازم است اوّل اصطلاحات و ضوابط و تقسيمات قياس را طبق آنچه معمول و مشهور است به اختصار يادآور شويم و سپس به طرح نظرات اشراقى شيخ بپردازيم . الف ) توضيح تعريف قياس : 1 . منظور از « قول » ، كلام است نه جمله ، و لذا شامل چند جملهء ساده و مركب كه مطلبى را بيان كنند هم مىشود . 2 . منظور از « قضايا » ، بيشتر از يك قضيّه است ، زيرا در منطق ، جمع ، آن است كه بر بيش از يكى ، دلالت كند . 3 . « اذا سلّمت » اشاره بدين دارد كه اخذ نتيجه از قياس ، منوط به پذيرفته شدن مقدّمات است . 4 . قيد « لزم عنه » ، براى كنارگذاشتن ، استقراء و تمثيل ، از دايرهء قياس است ، زيرا انتاج آنها به طور لزوم نيست . 5 . و قيد « لذاته » براى احتراز از « قياس مساوات » است كه انتاج آن ذاتى نيست ، بلكه به واسطهء قضيّهء ثالثى است . ب ) اصطلاحات عمومى در قياس : 1 . مقدّمه : عبارت است از هر قضيّهاى كه در ساختن قياس ، به كار مىرود كه معمولا دو قضيّه ، در تركيب قياس وجود دارد ، پس هر قياسى داراى دو مقدّمه است .