تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨

عالمها :

« . . . و بدان كه عالمها سه است : « عالم عقل » و آن ذواتىاند مجرّد از مادّت و جهت از جمله وجوه و آن را عالم جبروت خوانند و ملكوت بزرگ ، و « عالم نفس » ، و آن ذواتىاند مجرّد از مادّت ، ليكن متصرّف باشند در مادّت و آن را ملكوت كوچك خوانند ؛ و « عالم جرم » است و آن را عالم ملك خوانند و آن نيز بر دو قسم است : عالم اثير است و آن افلاك‌اند ، و عالم عنصريّات است . و نفوس در قهر عقل و عقول در قهر معلول اوّل و معلول اوّل در قهر نور و عزّت بار خداى عز و جل . . . » . « 1 »

عام :

« . . . عامّ ، آن است كه بسياران در او هنبازى دارند ، چنان كه مردمى و جانورى . هنبازى زيد و عمرو در مجرّد نام مردمى نيست ، بلكه در معنايى [ است ] كه در هر دو موجود است . و معنى عامّ [ جز ] در ذهن متصوّر نشود ، و هر چه بيرون ذهن وجود دارد او را هويّتى هست متشخّص كه در اين هويّت ، هيچ چيز با او هنبازى ندارد . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، ص 111 ) عامّ به تعبير ديگر همان كلّى است كه مفهومى است ذهنى ، اما مشترك بين افراد و اشخاص فراوان همجنس يا همنوع ؛ مانند مفهوم انسانيّت يا حيوانيّت . هر كدام از اين مفاهيم تنها در ذهن وجود دارند و آنچه در خارج ذهن موجود است جزء و فردى از مصاديق آن مفهوم كلّى است نه خود او ، زيرا هر انسان يا هر حيوانى كه در عالم عين با آن بر بخوريم ، داراى ويژگىهايى است كه او را از ساير افراد همنوع يا همجنس جدا مىكند ، و از او فرد و جزء مىسازد .

عدالت :

« . . . و عدالت ، عفّت است و شجاعت و حكمت . . . » . ( همان مجموعه ؛ پرتونامه ، ص 68 ) عدالت ، از مقولات حوزهء عقل عملى است كه در عرصهء عقل نظرى ، عدالتى نيست ،
هامش
( 1 ) پرتونامه ، ص 65 .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 248 | سيد محمد خالد غفارى