تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧

قسمت اعظم آنها كه اشباح نفوس شرّير است ، تاريك و ظلمانىاند ، و اصولا ، اعتقاد به اين نوع از عالم ( عالم مثال و عالم مثل افلاطونى ) در تضادّ با هم نيستند ، بلكه به گفتهء قطب الدّين شيرازى ، حكماى قديم ، مثل افلاطون و سقراط و فيثاغورث و انباذقلس و غيره ، همچنانكه به مثل نورى ثابت در عالم عقول ، ( مثل افلاطونى ) قائل بوده‌اند ، مثل معلقه را نيز قبول داشته‌اند . « . . . و الصّور المعلّقة ليست مثل افلاطون ، فانّ مثل افلاطون ، نوريّة ثابتة و هذه مثل معلّقة ( منها ) ظلمانيّة و منها مستنيرة . . . » . « 1 » مطلب دوم اينكه شيخ اشراق ، پس از اثبات مثل معلّقه و با توسل به صورى كه در آيينه‌ها ديده مىشود مىفرمايد : چون دانستيم كه صورت موجود در آيينه ، در عين اينكه نه عمقى دارد و نه غلظتى ، جوهر مثالى مستقلّى است كه نمودار و مثال صورت مثلا ، زيد است ، و صورت زيد هم ، كه عرضى حالّ در مادّه است ، مثال موجود جوهرى معلق قائم بالذّات حاصل در آيينه است ، با توجّه به قاعده امكان اشرف به اين حقيقت پى مىبريم كه همهء اشياء موجود در عالم اجرام اثيرى و عنصرى اعم از افلاك و ستارگان و مركّبات عالم عناصر ، همه مثال و ظلّ جواهر نورانى مجرّدى هستند كه در عالم انوار جاى دارند و نور و ضياى عرضى اينها ، شبح و مثالى از نور و ضياى واقعى و ذاتى آنهاست . و در نهايت به اين نتيجه اذعان پيدا مىكنيم نور خورشيد عالم ما هم مثال ناقصى است از نور خورشيدى عظيم در عالم انوار كه همان نور الانوار است . « . . . و اذا ثبت مثال مجرّد سطحى لا عمق له و لا ظهر - كما للمرايا - قائم بنفسه و ما هو منه ، عرض ، فصحّ وجود ماهيّة جوهريّة لها مثال عرضىّ ، و النّور النّاقص كمثال النّور التّام ، فافهم . . . » . نكتهء آخر اينكه : مطلب فوق خود نوعى اعتراف به مثل افلاطونى است با اين تفاوت كه آنها مىگويند مثل نورى مطابق انواع و اشخاص مادّى هستند و شيخ ، اين را در شأن آنها نمىداند ، زيرا عالى نبايد مطابق با سافل و براى آن باشد ، بلكه اين سافل است كه تالى و تابع و فرع و ظلّ عالى است .

هامش
( 1 ) حكمة الاشراق ، صص 230 - 231 .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 247 | سيد محمد خالد غفارى