فكر و ذوق اوىاند ، خود نيز به بعضى از اين موارد اشاره كرده است : « . . . و هذا العالم المذكور نسمّيه عالم الاشباح و به تحقّق بعث الاجساد و الاشباح الرّبانية و جميع مواعيد النّبوة . و قد يحصل من بعض نفوس المتوسطين دوات الاشباح المستنيرة طبقات من الملائكة . . . و مرتقى المتقدّسين من المتألّهين اعلى من عالم الملائكة . . . » . « 1 » « . . . و ما يتلقّى الأنبياء و الاولياء و غيرهم من المغيبات فانّها قد ترد عليهم فى اسطر مكتوبة و قد ترد بسماع صوت و قد يرون صورا حسنة . . . و قد يرون مثلا معلّقة ؛ و جميع ما يرى فى المنام من الجبال و البحور . . . و الاشخاص كلّها مثل قائمة و كذا الرّوايح و غيرها . . . » . « 2 » از مسألهء صور خيال و صور رؤيا و جنّ و شياطين ، قبلا در اين رساله به تفصيل بحث شده و براهين و دلايل آن هم ذكر گشته است و اينجا نيازى به تكرار آنها نيست . طبق اين نظريّه ، اين مثل و صور معلّقه « 3 » در دنياى ما هم ، مظاهر فراوانى دارند كه در آنها ظهور مىكنند ، از جمله ، خيال ، آينه و آب و نيز جنّ و شياطينى كه ديده مىشوند ، همه از مظاهر اين صور معلّقه محسوب مىگرداند . و باز هم بر طبق اين نظريّه كاملانى كه به مرحلهء تجريد رسيدهاند و نفس خود را از رجس شواغل مادّه پاك كرده و به مقام « كن » نايل آمدهاند ، هرگاه كه بخواهند مىتوانند از اين مثل ، ايجاد كنند و آنها را به هر شكل و صورتى كه بخواهند در آورند : « . . . و لاخوان التّجريد مقام خاصّ فيه يقدرون على ايجاد مثل قائمة على اىّ صورة ارادوا ، و ذلك هو ما يسمّى مقام « ركن » « 4 » . . . » . « 5 » در خاتمهء اين مقال لازم است كه دو مطلب مهم مربوط به اين مبحث ناگفته نماند : نخست اينكه صور معلّقه ، در مكتب اشراق ، غير از مثل افلاطونى است ، زيرا مثل افلاطونى همه ، نور مجرّدند و در عالم عقول قرار دارند و در آنجا ثابتاند ، در حالى كه مثل معلّقه ، اگر چه بعضى از آنها مستنيرند ، هيچ كدام از آنها ذاتا نورى نيستند ؛ بلكه
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٢٤٦
هامش
( 1 ) حكمة الاشراق ، صص 234 - 235 .
( 2 ) همان ، ص 24 .
( 3 ) منظور از معلّقه و قائمه ، كه در توصيف مثل به كار مىروند اين است كه : اين مثل وجود خارجى دارند و محصول ذهن و خيال ما نيستند ( قائمه ) و در مكان و مادّه هم جاى نگرفتهاند ( معلّقه ) .
( 4 ) سورهء 16 ( نحل ) آيهء 43 ، « إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » .
( 5 ) حكمة الاشراق ، ص 242 .