العلويّة . و هذه احكام الاقليم الثّامن الّذى فيه جابلق و جابرص و هورقليا ذات العجائب . . . » . جابلق و جابرص و هور قليا ، هر كدام اسم شهر يا محدودهاى از عالم مثال هستند . با اين توضيح كه چون عالم مثال ، كه عالمى است ميانين در بين دو عالم انوار و اجسام كه هم از جهت جغرافياى خيالى و شكل هندسى مثالى و هم از جهت موجودات و اشيائى كه در آن هستند كاملا شبيه اين دو عالم است و مخصوصا از نظر هيأت و شكل فضايى ، طرح مكرّرى از عالم اجرام است و همهء قسمتهاى عالم اجرام ، در آن به گونهاى مكرّر شده است ، لذا همچنانكه عالم اجسام از دو قسمت اثيريّات ، يعنى افلاك و ستارگان ، و عنصريّات ، يعنى عناصر اربعه و مواليه ثلاثه ، تشكّل يافتهاند ، عالم مثال هم به همين سان داراى جهان اثيرى و جهان عنصرى است ، كه هورقليا ، عالم افلاك و ستارگان مثالى است و جابلق و جابرص هم عالم عناصر آناند : جهان هورقليا ، جهانى متعالى و نورانى و جايگاه نفوس متوسّطين از سعدا و فرشتگان مقرّب است و جهان جابلقا و جابرصا ( جابرسا - جابلسا ) منزلگاه نفوس كم نور يا مظلمه ، و اعمال و اخلاق متجسّد آنهاست : « . . . جابلقا ، در جانب شرق « 1 » ارواح واقع است كه برزخ است ميان غيب و شهادت و مشتمل است بر صور عالم ، پس هر آيينه شهرى باشد در غايت بزرگى . جابلسا ، شهرى است در غايت بزرگى در مقابل جابلقا ، كه ارواح ، بعد از مفارقت نشأت دنيويّه در آنجا باشند و صور اعمال و اخلاق حسنه و سيئه كه در دنيا كسب كردهاند در آنجا باشد . و خلق شهر جابلقا ، الطف و اصفاىاند ، زيرا كه خلق جابلسا ، به حسب اعمال و اخلاق رديّه كه در نشأت دنيويّه كسب كردهاند ، بيشتر آن باشند كه مصوّر به صور مظلمهاند . . . » . « 2 » « . . . اكنون ، وقتى كه از عالم هورقليا ، سخن مىرود بدان كه عالم برزخ ، عالم وسيط بين عالم حاضر ما و آخرت ، منظور است ، يعنى همان عالم المثال ، جهان قائم بالّذات صور و اشباح همان عالم وسيط بين عالم ملكوت و جهان مادّى مشهود ، اصطلاح هورقليا را براى افادهء آسمانهاى اين عالم وسيط با جميع كواكبى كه شامل است به كار مىبرند .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٢٤٤
هامش
( 1 ) شرق يا مشرق در فلسفه اشراق و حكمت خسروانى و مخصوصا در اصطلاح شيخ اشراق ، بر خلاف اصطلاح جغرافيا در جهت فوق و آسمان است و جاى طلوع نور عالم معنى و جهان موجودات نورى است و مغرب نمايندهء جهان مادّى و محسوس است كه در مقابل آن قرار دارد .
( 2 ) ارض ملكوت ، ص 237 ( نقل از شمس الدّين محمّد لاهيجى ) .