تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

چه از جهت فيض ابداعى اوّل ، منازل و طبقات و افلاك و نفوس و عناصر و مركبات مثالى اصلى آن ، متناهىاند ، امّا افراد و اشخاص مثالى هر طبقه كه با فيض ثانوى ، در آن عالم ايجاد مىشوند ، مىتوانند بىپايان باشند . اين عالم داراى طبقات بىشمارى است كه جز خداوند كسى تعداد آنها را نمىداند . طبقات اعلاى اين عالم ، شريف و نورىاند ، اينها همان طبقات بهشت‌اند كه سعداى متوسّط در علم و عمل در آن متلذّذند . در جهت فوقانى اين طبقات كه منتهاى عالم مثال است . عالم انوار محض واقع است . و در جهت تحتانى اين طبقات اعلا ، طبقات تاريك و مظلمى قرار دارند كه از جهت شدّت كدورت و ظلمت با هم متفاوت‌اند اينها طبقات دوزخ‌اند كه دوزخيان در آن معذّب‌اند ؛ پايين‌ترين طبقات عالم مثال كه مجاور عالم حسّ است ، ظلمانىترين آن است و جايگاه مجرمين جنّ و انس است ؛ در حدّ فاصل اين طبقات اعلى و ادنى ، طبقات بىشمار ديگرى وجود دارند كه در برخى از آنها فرشتگان و انسانهاى نيكوكار جاى دارند . از ديگر مسائل اين عالم ، اينكه متوسّطين در علم و عمل ، مىتوانند در همين زندگى دنيوى خود ، بدان جا صعود كنند ، يعنى اگر اشراقات علوى و نور سانح از عالم انوار ، كه اكسير علم و قدرت است بر نفس مطهّر و مجرّدى وارد شود ، شبحى از نور ذات بارى - تعالى - در آن نفس ايجاد مىگردد كه موجب مىشود تا همهء عالم به فرمان او در آيد و كارهاى خارق العادّه و عجيبى را انجام دهد ، از جمله اينكه او مىتواند بر آب و هوا حركت كند و يا با بدنى مثالى به آسمان صعود نمايد و به بزرگانى كه در آن عالم بالا هستند ملحق گردد ، و آنجا همان اقليم هشتم « 1 » يا عالم مثال است كه در آن جابلق و جابرص و جهان عجيب هورقليا ، قرار دارد . « . . . فاعلم انّ النّفوس اذا دامت عليها الاشراقات العلويّة يطيعها مادّة العالم و يسمع دعاءها فى العالم الاعلى . . . و النّور السّانح من العالم الاعلى ، هو اكسير القدرة و العلم ، فيطيعه العالم ، و النّفوس المجرّدة يتقرّر فيها مثال من نور اللّه و يتمكّن فيها نور خلّاق . . . و قد يحملهم هذه الانوار فيمشون على الماء و الهواء ؛ و قد يصعدون الى السّماء مع ابدان فيلتصقون ببعض السّادة

هامش
( 1 ) عالم مقدارى به هشت قسمت تقسيم شده است كه هفت قسمت آن اقاليم هفتگانهء عالم حسّ است و اقليم هشتم ، آن است كه داراى مقادير مثالى است و آن همان عالم مثل معلّقه است .