س
سبب :
« . . . و سبب آن باشد كه از وجود او وجود ديگرى حاصل شود البتّه ، و هر چه حكم بر وى موقوف گردد از مادّت باد يا يارىكننده يا وقت باد يا قابلى باد ، آن سبب است . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ هياكل النور ، ص 91 )
سبكى و سنگينى ( ثقل ) :
« سبكى قوّتى است در جسم كه او را از سوى مركز به بالا جنباند و ثقل ( سنگينى ) قوّتى است در جسم كه او را به سوى وسط جنباند . . . » .
( پرتونامه ، ص 18 ) بايد توجه داشت كه منظور از وسط و مركز در اينجا ، وسط و مركز فلك محدّد ( فلك اطلس ) است كه زمين است ، زيرا طبق اين نظريّه ، فلك اطلس و ساير افلاك يا همهء اجرام سماوى ، همچون كرهاى كه به دور مركزش بگردد ، به دور زمين مىگردند و چون در جرم كرى ، سطح درونى محيط آن ، بالا است و مركز آن پايين است ، پس سبكى ، قوّتى است كه جسم را از زمين به سوى سطح درونى فلك ، يعنى بالاى زمين ببرد ، مثل قوّتى كه دود و بخار را بالا مىبرد ؛ و سنگينى قوّتى است كه جسم را از طرف بالا به سوى زمين مىآورد ، مثل قوّتى كه سبب پايين آمدن اجسام يا فرو باريدن برف و باران و غيره مىشود .
سحر :
« . . . و السّحر ايضا من تأثير النّفوس و الاوهام الا انّها شريرة تستعمل فى الشّر . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 1 ؛ تلويحات ، ص 98 )