تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

افعال و اعمال خارق العاده ممكن است از طرف انبيا و اوليا و يا كاهن و ساحر صورت گيرد ، امّا هر چه هست از تأثير نفس است ، زيرا نفس اگر چه در بدن مستقر نيست ، امّا بدن در فرمان اوست و گاهى ممكن است طبيعت هم در زير فرمان او قرار گيرد . ما تأثير اوهام و تخيّلات را بر بدن به وضوح مىبينيم : مثلا كسى كه بر جاى بلند كم عرضى قرار دارد ، واهمه ، او را مرتّب تهديد و تخويف به سقوط مىكند و ممكن است بر اثر همين القائات واهمه ، سقوط كند ، يا چه بسا انسان بر اثر تخيّل مسأله‌اى مسرّت بخش به گونه‌اى شاد و مسرور شود و اعمالى را انجام دهد كه در حالت عادى از انجام يك دهم آن هم عاجز آيد يا با يادآورى و تخيّل مسائلى ناخوشايند حالت خشم و غضب در وجنات او پيدا شود و ناخودآگاه حركاتى خشمگينانه از او سربزند ، يا بر اثر پيش آمدن حوادثى چنان در خود فرود رود كه مدّتها چيزى نخورد و احساس گرسنگى و تشنگى هم نكند . اينها ، همه ناشى از نفس است و نفس انسان به دنبال هر چيزى كه برود قواى مختلف جسمى را هم به دنبال خود مىكشد . و وقتى كه ما تأثير قواى نفس بر ابدان را اين گونه به وضوح مىبينيم ، عجيب نيست كه نفسى الهى با قدرت خويش همچون نفس عالم طبيعت شود ، مخصوصا مىدانيم كه عنصريّات مطيع مجرّدات‌اند و هر اندازه كه نفس در تجرّدش بيفزايد تسلّطش بر عالم طبيعت بيشتر مىشود : « . . . پس چون كسى نفس او به نور حق و ملأ اعلى روشن شود و آن نور ، اكسير علم و قدرت است ، عجب نباشد كه مادّت عالم مسخّر او شود و از روشنى روان او ، سخنش در ملأ اعلى مسموع باشد . . . » . « 1 » و چون تأثير نفوس الهى و اعمال خارق العاده آنها را دانستيم بايد بدانيم كه سحر و جادو و كهانت هم از تأثير نفوس است ، اما نفوس شرير : « . . . پس چون شواغل كم شد همچنانكه بعضى را در خواب يا مصروعان و محروران را . . . يا ضعف ، فطرى باشد ، همچون بعضى كهنه را ؛ و باشد كه استعانت كند به چيزهايى كه حواسّ ظاهر و باطن را سست كند ، همچنانكه كودكان را مشغول گردانند به نظر در چيزهايى كه چشم را خيره گرداند . . . نفوس ايشان را خلاص باشد از علايق و چون

هامش
( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 77 .