مبحث شدهاند و ضمن بررسى انواع تقدّم و تأخّرها به نوعى از تقدّم و تأخّر رسيدهاند كه پيشى و پسى در آن قابل انكار نيست ، يعنى در اين نوع تقدّم و تأخّر ، متقدّم و متأخّر نه هرگز با هم قابل جمعاند و نه جايگاهشان قابل تعويض با همديگر است . « 1 » و شيخ اشراق ، شهاب الدّين سهروردى - رحمت خداى بر او باد - از همين طريق ، يعنى از طريق توجّه به تقدّم و تأخّر و پيشى و پسى حوادث و بررسى اوضاع و احوال مترتّب بر آنها به اثبات « وجود زمان » و « تعريف » آن پرداخته است و با عباراتى شيرين و موجز هم در آثار عربى و هم در آثار فارسيش از عهدهء آن برآمده است : « . . . تو بدانى از باز پس ماندن تو از چيزى كه بدان انجامد كه چيز فوت شود از آن [ چيزهايى ] كه مختلف شوند به پيشى و پسى ، كه در وجود ، چيزى ناثابت هست كه متّصل است از پيشيها و پسيها ، و چون متحدّد و متقدّر است ، و بايد كه « چيزى » باشد ، [ زيرا عدم بحث قابل تحديد و تقدير نيست ، و چون ثبات ندارد بايد امرى باشد ] كه به حركت تعلّق دارد ، و آن زمان است . پس « زمان » مقدار حركت فلك است . . . » . « 2 » و در الواح عربى همين مطالب دست نخوردهتر آمده است : « . . . و انت تعلم من تأخيرك لأمر ، اذا أدّى الى فواته ممّا يختلف فى القبليّة و البعديّة ، انّ فى الوجود شيئا غير ثابت متّصلا ، منه القبليّات و البعديّات و لتحدّده و تقدّره يجب ان يكون شيئا ، اذا العدم البحت لا يتحدّد ، و لعدم ثباته يجب ان يكون امرا متعلّقا بحركة الفلك اذا جمع فى الذّهن متقدّمه مع متأخّره . . . » . « 3 » مىفرمايد : تو از طريق دقّت در اشيائى كه در حدوث ، نسبت به هم پيشى و پسى دارند و اگر به موقع بدانها نپردازى از دست مىروند ، متوجّه مىشوى كه در عالم چيزى هست كه ناپايدار و بىثبات است و پيشى و پسيهاى عالم ، ناشى از آن است ، و چون اين پيشى و پسيها از نظر اندازه با هم مختلفاند ، مثلا چيزى يك ساعت قبل واقع شده است و چيزى يك ماه قبل ، پس اين چيز ، شىء موجودى است ، زيرا عدم صرف نمىتواند قابل سنجش و اندازهگيرى باشد ، و از طرفى چون اين شىء موجود ، غير ثابت
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٢٠٢
هامش
( 1 ) اين قسمت از مطالب ، برگرفته از كتاب حركت و زمان در فلسفهء اسلامى اثر شهيد مطهرى است .
( 2 ) الواح فارسى با تصحيح از روى الواح عربى ، ص 119 .
( 3 ) سه رساله ، الواح ، ص 11 .