« فروهر يكى از قواى باطنى است كه پيش از به دنيا آمدن او وجود داشته و پس از مرگ او دگر باره به عالم بالا از همان جايى كه فرود آمده صعود كرده پايدار بماند . . . فنا و زوال جهان مادّى را در اين قوّه جاودانى ايزدى كه در باطن مخلوقات مانند موهبت آسمانى به وديعه گذاشته شده است راهى نيست . . . فروهر از خصايص مزديسنا و از اركان مهمّ اين دين كهن است . . . » . « 1 » با توجّه به مطالب فوق به جرأت مىتوان گفت كه ربّ النّوع در فلسفهء اشراق ، تلفيقى است مبتكرانه از خصايص و وظايف طبقات مختلف فرشتگان در آيين مزديسنا ، با اعتقادى پاك عرفانى ، خودباورى هوشمندانهاى ملّى و بيانى بليغ و شيواى فلسفى كه به زيباترين وجه و ماهرانهترين شيوه در ساختار نظام فلسفى اشراق گنجانده شده است . نكتهء آخر اينكه وجود اشتراك يا افتراق بين مثل افلاطونى و ربّ النّوع اشراقى چيست ؟ با توجّه به ويژگىها و اوصافى كه براى رب النّوع و مثل افلاطونى ذكر شده است اين دو مقوله تا حدّ زيادى بر هم منطبقاند و خود شيخ هم تقريبا بدان تصريح كرده است : « . . . فمبدأ كلّ من هذه الطّلسمات هو نور قاهر هو « صاحب الطّلسم » و النّوع القائم النّورى . . . » . « 2 » و در حاشيهء قطب الدّين شيرازى بر عبارت « النّوع القائم النّورى » در زير همان صفحه آمده است : « و هذا هو المسمّى ب « المثل الافلاطونيّه » و نيز در صفحهء 159 حكمة الاشراق مىفرمايد : « و لا تظنّ انّهم يحكمون بانّها ( ارباب الاصنام ) مركبة بل هى ذوات بسيطة نوريّة . . . » . و در حاشيهء همين صفحه در توضيح مطلب فوق مىگويد : « . . . و اعلم انّ القائلين بالمثل النّورية الافلاطونيّة لا يقولون انّ لكلّ شىء مثالا ، بل يقولون انّ لكلّ نوع جسمانىّ مستقل ربّ نوع له هيئات نورانيّة روحانيّة اذا وقع ظلّه فى عالم الأجسام يكون ذلك النّوع مع خواصه . . . » . « 3 »
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص١٩٣
هامش
( 1 ) يشتها ، ص 582 .
( 2 ) مجموعهء مصنّفات ؛ حكمة الاشراق ، ص 143 .
( 3 ) حكمة الاشراق ، ص 159 ؛ حاشيهء همين صفحه ، دنباله در ص 160 .