تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

دلالت لفظى مطابقه و تضمّن و التزام پرداخته ، آن هم به خاطر يادآورى تغييرى كه در اسمهاى اصطلاحى آنها داده است . اينك ما ، ناچار پيش از پرداختن به توضيح مطالب شيخ ، به اختصار به تعريف دلالت و اقسام آن اشاره‌اى مىكنيم تا مجملى از كلّ مبحث دلالت را اينجا داشته باشيم : دلالت : بودن چيز است به گونه‌اى كه از فهم آن فهم چيز ديگرى حاصل شود . شىء اوّل را دالّ و شىء دوّم را مدلول مىنامند . اگر دالّ ، لفظ بود ، دلالت ، لفظى است و الّا غير لفظى است ، و هر كدام از اين دلالتها ، اگر به واسطه وضع بود وضعى است و اگر به واسطهء طبع بود طبيعى است و الّا عقلى است . « 1 » دلالت لفظى وضعى : مانند دلالت كلمات بر معناى آنها ، و دلالت لفظى طبعى ( طبيعى ) ، مانند دلالت سرفه بر درد سينه ، و دلالت لفظى عقلى ، مانند دلالت اصوات بر صاحب صوت . و دلالت غير لفظى طبيعى ، مانند دلالت رنگ چهره بر وضع روحى اشخاص ، و دلالت غير لفظى عقلى ، مانند دلالت دود بر وجود آتش يا مانند دلالت مقدّمات صحيح بر نتيجهء آنچه در فنّ منطق مورد بحث و نظر است ، دلالت لفظى وضعى است كه خود بر سه نوع است : اگر دلالت لفظ ، بر تمام معناى آن يا به اصطلاح عربى بر كلّ ما وضع له بود ، دلالت مطابقه يا به اصطلاح شيخ دلالت قصد است ، مانند دلالت انسان ، بر تمام معناى خود در اصطلاح علم منطق ، يعنى بر حيوان ناطق ، و اگر لفظ ، تنها بر جزئى از ما وضع له دلالت كند ، دلالت تضمّن يا به اصطلاح شيخ دلالت حيطه است ، مانند دلالت انسان ، تنها بر حيوان يا بر ناطق ، و اگر لفظ ، بر مفهومى دلالت كرد كه خارج ما وضع له لفظ بود ، امّا در ذهن ، لازم آن بود ، دلالت التزام و يا به اصطلاح شيخ دلالت تطفّل است مانند دلالت ضرب ، بر ضارب و مضروب . در كتابهاى منطق ، معمولا به دنبال بحث از اقسام سه‌گانهء دلالت مطابقه و تضمّن و التزام ، بحثى هم از ملازمه يا عدم ملازمهء آنها با هم ديگر مىآيد ، و بيشتر از استلزام

هامش
( 1 ) گلنبوى ، اسماعيل ، كتاب البرهان ، به تصحيح فرج اللّه زكى كردى ، چاپخانه سعادت ، مصر ، صص 16 - 88 .