د
دخان :
« . . . و هر چه از زمين متصاعد شود از چيزهايى كه شعاع و غير آن به حرارت تحليل و تلطيفش كند ، هر چه از خشك باشد آن را دخان خوانند و هر چه از تر باشد آن را بخار گويند . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 21 ) بنا بر توصيف فوق ، دخان ، چيز خشكى است كه بر اثر گرماى شعاع آفتاب يا آتش ، تحليل و تلطيف يافته باشد . مراد از تحليل ، تجزيه است و مراد از تلطيف آن است ، كه بر اثر تجزّى به شكل عنصر لطيف در آمده باشد و عنصر لطيف در اصطلاح شيخ اشراق هواست ، پس دخان ، چيز خشكى است كه بر اثر تجزّى به شكل هوا در آمده باشد ، بخار هم همچنين است ، منتها تلطيف يافتهء چيزتر است .
دلالت لفظ ( قصد ، حيطه ، تطفّل ) :
« . . . هو انّ اللّفظ دلالته على المعنى الّذى وضع بازائه دلالة القصد و على جزء المعنى دلالة الحيطة و على لازم المعنى دلالة التّطفّل ؛ و لا يخلو دلالة قصد عن متابعة دلالة تطفّل . . . و لكنّها قد تخلو عن دلالة الحيطة . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، ص 14 ) بحث دلالت از مباحث علم منطق است و علم منطق هم ، فنّ حفظ فكر از خطاست ، و شيخ - ره - قبل از ورود به متن حكمة الاشراق ، گفته كه : من فنّ حفظ فكر از خطا ( منطق ) را اينجا ، مختصر و مفيد آوردهام و براى طالب زيرك و كسى كه خواهان اشراق است ، اين كافى است و هر كسى كه خواهان طول و تفضيل است به كتب مفصّل اين علم مراجعه كند ؛ و لذا به جاى تعريف دلالت و تقسيم آن به اقسام مشهورش ، تنها به طرح سه نوع