روا نيست فيضان وجودي بر مثل خويش بنمايند . بعد از آن نيز بيان فرمودند أو را در عالم وجود چيزى موجود نيست كه با أو مساواة داشته باشد . پس در أوايل سورت تا به صمد ميرسد ، در بيان ماهيّت ولوازم ماهيّت ايشان - اگر چه ماهيّت ندارند - ووحدت حقيقي ايشان است كه بساحت حضرتشان باب « 1 » تركّب مسدود است . واز لم يلد تا آخر سوره در بيان اين است : چيزى با أو نه در نوعيّت ونه در جنسيّت مساوى نيست ، وأبواب تناسل در آن حريم بسته گشته . وبدين مبلغ كمال معرفت در ذات ايزد تعالى حاصل است . وبايد دانست كه غرض در طلب تمامى علوم معرفت ذات بىزوال حضرت حق سبحانه وتعالى است ، وبيان صفات وكيفيت صدور افعالشان است كه بچه گونه وچه سياقند . پس مخفى نماناد اين سوره « 2 » بسبيل تعريض دايما بر جميع اين حالات دلالت مينمايد ، واز اين جهت است مخبر صادق أو را در ثواب يوم حساب بقدر ثلثي از قرآن برشمردهاند . به نظر ناظرين از اسرار اين سوره ميرسد ما را اطلاع بدان گشته « 3 » . واللّه اعلم بحقيقة الأحوال « 4 » .
پنج رساله ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: أبو علي سينا
ص٥٠
هامش
( 1 ) در أصل : أرباب .
( 2 ) در أصل : سوره را .
( 3 ) عبارت مضطرب است . متن عربى اينست : « فهذا ما وفقت إلى أن وقفت عليه من اسرار هذه السورة الكريمة العظيمة . » جامع البدائع ، ص 24
( 4 ) پس از خاتمهء ترجمه اين عبارات آمده است :
« مترجم مسكين ابن احمد اردوبادى ، الواصل جنان ربّه الباري ، فخر الدين عرض مىنمايد : در شب جمعهء ، بيستم محرم الحرام بعد أزين نماز مغرب را با تعقيبات بتمامى خواندم . حسب الامر قدر قدر نوّاب مستطاب حضرت ايالت كه مصدر عظمت وجلالت باد اين ترجمه را نوشتم ، وهنوز از شب مذكور چهار ساعت نگذشته بود . الهى مدام در حشمت وعظمت باشند » .