اجسام و عدم علم به معقولات [ و ] حقيقت مجرّدات ، حاصل شده است . [ قوله ] : و قال « انّ العرش من نورى . » « 1 » و ايضا آن حضرت ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، فرموده است : « انا من نور اللّه و المؤمنون من نورى . » و مراد از « عرش » اگر عرش عقلى باشد عقل اول است ؛ و اگر نفسى باشد نفس فلك اعظم است كه آن را كليد مىگويند . و اين احاديث از جملهء شواهد است بر كثرت عقول مجرّده به خلاف مذاهب مشائين . [ قوله ] : و لست أورد هذه الأشياء لتكون حجّة ، بل نبّهت « 2 » بها تنبيها . « 3 » يعنى شواهد و مؤيّدات كه در اين كتاب بر كثرت عقول مذكور شده است حجّت و برهان نيست ، بلكه تنبيهات است . [ قوله ] : و الشّواهد من الصّحف و كلام [ الحكماء ] الاقدمين ممّا لا يحصى . « 4 » [ [ اكتفينا بذكر البعض . ] ] « 5 » تا كلام به تطويل نكشد . [ قوله ] :
فصل
« 6 » اين فصل در بيان جواز صدور بسيط است از مركب . [ قوله ] : النّور القاهر يجوز أن . . . يصدر عن بعض الاعلين من ذاته [ و ] باعتبار انوار كثيرة شعاعيّة فيه ، فتصير كجزء للعلّة ، فيحصل من [ ال ] مجموع [ ال ] معلول مخالفا له . « 7 » مىفرمايند كه مىتواند بود كه از بعضى عقول ، به اعتبار اشعه - يعنى انوار عرضيه كه فايض شده است از عقول ديگر بر وى - صادر شود عقل ديگر كه مخالف علت باشد در تركيب و بساطت ، زيرا كه علّت مركّب است از نور جوهرى و انوار عرضيه . و معلول نور جوهرى بسيط است . و مراد از « بعض أعلين » انوار قاهره طبقهء طوليه است ، و مراد از « انوار قاهره » نور طبقهء عرضيه است . و [ در ] « مقالهء ثالثه » مذكور خواهد شد ، انشاء اللّه تعالى . و در انوار طبقهء عرضيّه تفاوت بسيار است : بعضى شريف و بعضى خسيس ، و بعضى علّت انوار ديگر است و