- كه از زوال مصون است - او را حاصل شده است . قوله : و تقليل الطعام ، و السهر ، و التضرع الى اللّه عز و جل . . . و تلطيف السّر بالافكار - اللطيفة . . . و دوام الذكر « 1 » لجلال اللّه يفضى الى هذه الامور « 2 » . مراد از « تلطيف سر » پاك ساختن باطن است از ادناس تعلق و آراسته كردن به اسرار الهيه . و اعظم اسباب « تلطيف سر » اعتدال مزاج بدن است ؛ چه در زمان انحراف مزاج از اعتدال نفس مشغول حفظ بدن مىشود و ادراك معقولات نمىتواند كرد . و بعضى اوقات در زمان انحراف مزاج ، به سبب غلبهء قوت جسمانيه ، به موهومات مبتلا شده از تفكر در الهيات باز مىماند . و خلاصهء كلام اين است كه تقليل طعام و كثرت بيدارى و خشوع و خضوع و تضرع از صميم قلب ، در وقت دعا و مناجات و دوام فكر در اسرار الهيه و پاك كردن باطن از موهومات ، به تفكر در الهيات ، موجب ورود انوار مذكوره است ؛ زيرا كه جميع اين امور كه مذكور شده است نفس را مستعد قبول انوار الهيه مىگرداند . قوله : و الاخلاص فى التّوجه الى نور الانوار اصل فى الباب « 3 » . زيرا كه عبادت بىاخلاص كه مشوب به ريا باشد ، ضايع است . و لهذا در اخبار آمده است كه عبادت قليل به اخلاص افضل است از عبادت كثير بىاخلاص ؛ بلكه عبادت [ كثير بىاخلاص ] حق نيست [ در ] حقيقت . كما قال جل جلاله :
« 4 » عبادت به اخلاص موجب انكشاف حقايق اشياست ، كما قال النّبى : « من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه » و اخلاص نيست خالص است كه آن ارادهء عمل است خالصا لوجه اللّه بدون غرض ديگر . و چون نيت از اعمال قلب است و عمل قلب افضل است از عمل جوارح ، بنا بر آن سيد كائنات عليه و آله افضل الصلوات فرموده است كه : « نية المؤمن خير من عمله . » قوله : و تطريب النّفس بذكر اللّه صاحب الجبروت نافع « 5 » . خوشحال داشتن نفس در اوايل سلوك به نغمات موسيقيهء لذيذه ، كه مشتمل بر ذكر جمال و جلال حق عز و جل باشد ، نافع است . زيرا كه فرحت موجب انبساط نور اوست و انبساط نور موجب ادراك حقايق امور است . و حزن موجب انقباض نور و انقباض نور موجب تعطيل در ادراك حقايق اشياست . و در اوايل انبساط مطلوب است تا به سبب كثرت رياضات غير - معتاد انقباض نشود .