مىشود . كما قال جل جلاله : « اعددت لعبادى الصّالحين ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر . » « 1 » زيرا كه چشم و گوش و ساير حواس از ادراك آن لذت معنويهء روحانيه آن چنان عاجزاند كه عنين از ادراك لذت مباشرت . و بر دل بشر چيزى خطور مىكند كه مثل و مانند آن را ادراك ننموده باشد . و از لذات حسيه چيزى مثل آن لذت نيست ، مگر لذت وقاع كه فى الجمله مناسبت به لذات عقليه دارد ؛ لهذا زهاد و عباد و اصحاب يمين در جنت حسيه از لذت وقاع بيشتر متلذد خواهند بود . و آلام آن عالم مناسب الم نار است در احاطهء او به تمام بدن . و از اين جهت است كه انذار مردم به الم نار شده است . قوله : و هذه غايات المتوسّطين « 2 » . يعنى شخصى كه جميع اين انوار بر وى وارد شده باشد او بنهايت مرتبهء متوسطين رسيده است . و مظهر نفس آن فلك اعلى است ، بعد از فناى بدن . و فوق اين ، مقام كاملان است ، كه از عالم صورت بالكلّيه منزه شده باشد . قوله : فقد يحملهم هذه الانوار ، فيمشون على الماء و الهواء ، و قد يصعدون الى السّماء مع أبدان ، فيلتصقون ببعض السّادة « 3 » العلويّة . هذه احكام الاقليم الثّامن الذى فيه جابلق « 4 » و جابر ص « 5 » و هورقليا ذات العجائب « 6 » . مراد از « ابدان » ابدان مثالى است . يعنى بعضى از متوسطين را كه به اين مراتب و مقامات رسيدهاند اين انوار تقويت مىكند ؛ و بر مىدارند تا ايشان مشى مىكنند بر آب و طير مىكنند در هوا و طى مىكنند مسافت طويله را در مدت قليله و ظهور مىكنند در يك آن در محال متعدده و صعود مىكنند به افلاك و مساس مىكنند به كواكب سياره و ثابت و از آن متلذذ مىشوند . و جميع اين خوارق و امثال اين به ابدان مثاليه واقع مىشود ، زيرا كه وقوع اين امور به ابدان جسمانيه ممكن نيست بالضرورت . و تخصيص بعضى متوسطين به اين خوارق دون بعض ، اقتضاى اوضاع افلاك است و كمال استعداد و مناسبت آن نفوس به انوار قاهره ، زيرا كه هر يك از نفوس را مناسبت خاص است به انوار قاهره كه ديگر را نيست . و توهم كرده نشود كه ظهور خوارق عادات از انبيا و اوليا در هر زمان كه ايشان اراده بكنند ممكن است ، زيرا كه از براى ظهور هر يك از حوادث در عالم كون و فساد ، زمان معين مقرر شده است در علم اللّه و الواح عاليه كه حدوث آن حادثه بدون آن وقت ممكن نيست . و ليكن بعضى انبيا و
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص٢٤٣
هامش
( 1 ) حديث قدسى . ر . ك . « احياء العلوم » ص 302 .
( 2 ) حك . كربن 2 ، ص 254 ، س 7 .
( 3 ) المسادة ( ن ) .
( 4 ) جابرقا ( ن ) .
( 5 ) جابرصا ( ن ) .
( 6 ) حك . كربن 2 ، ص 254 ، س 7 الى 10 .