[ يّة ] لتشبّه بمعشوق واحد هو النّور الاعلى . « 1 » چون اثبات اين مطلوب ، كه زمان قديم است ، موقوف است بر بيان استدارهء حركات افلاك - زيرا كه زمان مقدار حركت مستديره فلكيه است بنا بر آن - و الّا اثبات مىكند استدارهء حركات افلاك را . و خلاصهء چيزى كه مصنّف ، قدّس سره ، فرموده است اين است كه : انوار قاهره ازلا و ابدا از مشاهدهء جمال و كمال نور الانوار كه الذّات است متلذّذ و مسرور مىباشد و از روى كمال شوق و ابتهاج كه از لوازم مجرّد است جميع انوار قاهره هر يك [ به ] جسم بسيط فلكى ايثار انوار و فيوض نمودهاند . و در آن جسم انوار عرضيّهء كثيره نمودار شده است تا ظلّ مطابق باشد به مظلّ . و آن جسم بسيط فلكى « فلك ثوابت مع جميع الكواكب و الصور الّتى مذكورة و منقوشة فيه » و افلاك ديگر نيز از انوار قاهره حاصل شده است ، و ليكن نه از مجموع انوار ، بلكه هر يك از انوار قاهره فيضى و ايثارى خاصّ [ به ] هر يك جسم بسيط فلكى نموده است به سبب مناسبت عقليّه كه آن جسم را به آن نور قاهره بوده باشد . و وجه حصول برازخ از انوار قاهره احتياج قواهر است به برازخ به واسطهء ظهور آثار و احكام ؛ چه ظهور آثار و احكام بدون مادّه ممكن نيست ، زيرا كه در انوار مجرّده حجاب و تعدد و تجدّد ممتنع است ، و آنچه در ايشان است از آن كمال « 2 » ذاتيّهء عقليّه ازلا و ابدا بالفعل است ، و تجدّد از لوازم مادّه است ، اما آنچه بالقوه در وى بوده باشد به فعل آيد « و كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لاعرف » اشاره به اين معنى است كه مذكور شد . و چنانچه انوار قاهره محتاج است به برازخ ، [ برازخ ] نيز به « 3 » انوار محتاج است . و حكيم فاضل و شيخ كامل محيى الدّين ابن عربى در كتاب « فصوص الحكم » به اين معنى اشاره فرموده است ، حيث قال قدّس سرّه : « و لو لا سريان الحق « 4 » فى الموجودات بالصّورة ما كان للعالم وجود ، كما أنّه لو لا تلك الحقائق المعقولة « 5 » الكليّة ما ظهر حكم ، فى الموجودات العينية . و من هذه الحقيقة كان الافتقار من العالم الى الحق فى وجوده » « 6 » . تمّ كلامه ، رضى اللّه عنه . و مولانا عبد الرّحمن جامى ، عليه الرحمه ، در شرح اين كلمات فرموده است كه يعنى اگر نه سريان هويّت حق بودى در ساير موجودات ، عالم از كسوت وجود و ظهور عارى بودى ، زيرا كه عالم بذاته مجهول و معدوم است و به موجد خود معلوم موجود است همچنان كه اگر اين حقايق كلّيّه كه قديم مىخوانى ، درجات آن حادث نبودى ، هيچ حكم از احكام اسماء و صفات در موجودات عينيه ظاهر نگشتى ؛ پس عالم مرتبط است به حق زيرا كه
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص٧٢
هامش
( 1 ) حك . كربن 2 ، ص 177 ، س 10 ، الى ص 178 ، س 1 .
( 2 ) كمال است ( ن ) .
( 3 ) بدون ( ن ) .
( 4 ) الخلق ( ن ) .
( 5 ) المعلوتية ( ن ) .
( 6 ) ابن عربى ، فصوص الحكم ، تصحيح ابو العلاء عفيفى ، بيروت ، 1946 ؛ ص 55 ، س 16 الى 18 .