اگر خضر بر آب حيوان گذشت * محمد ز سرچشمهء جان گذشت
تو آن چشمهاى كاب تو هست پاك * بدان آب شسته شده روى خاك
تويى چشم روشن كن خاكيان * نوازندهء جان افلاكيان
طراز سخن سكّه نام توست * بقاى ابد جرعهء جام توست
كسى كو ز جام تو يك جرعه خورد * همه ساله ايمن شد از داغ و درد
مبادا كز آن شربت خوشگوار * نباشد چو من خاكيىِ جرعه خوار « 1 »
پى نوشتها
[ 1 ] - حلواى پسين : آخرين حلواى سفرهء نبوّت . ملح اوّل : اولين نمك آش وجود .
[ 2 ] - اشارت است به معراج پيامبر خاتم ( ص ) كه تا سدره المنتهى ( درختى در عرش ) پيش رفت .
[ 3 ] - بادُبُروت : عجب و تكبر و غرور مردان .
[ 4 ] - نسّابه : نسب شناس . عالم به انساب - قاب قوسين : مقدار دو كمان مأخوذ از آيهء 9 سورهء النجم ( 53 ) .
[ 5 ] - جنيبه : ( جَنيبَت ) ، اسب يدك ، اسب كتل .
[ 6 ] - طغرا : ( طغراء ) ، خطى كه بر صدر فرمانها مىنوشتهاند و حكم امضاء و صحّه پادشاه داشته ، فرمان ، منشور .
[ 7 ] - اشاره است به پنج نوبت زدن طبل و نقّاره بر درگاه پادشاهان . پنج نوبت نمازى كه در اسلام مقرّر شد نوبتى سلطان كشور نبوّت است كه مسلمانان را به نماز گزاردن و توبه كردن در پيشگاه حق وادار مىكند .
[ 8 ] - اشاره به معراج و براق مركب حضرت رسول ( ص ) در شب معراج است .
[ 9 ] - امّ هانى : خواهر حضرت على ( ع ) زوجهء هبيرة بن ابى وهب مخزومى كه بنا به نقلى معراج پيامبر ( ص ) از خانهء وى آغاز شد .
[ 10 ] - پرده آبروى ما را - بر اثر گناهكارى و عصيان ما - بر ندارند .
[ 11 ] - تختهء اول : لوح مشق اطفال كنايه از لوح محفوظ است . اول نقشى كه قلم بر لوح زد ( الف ) بود
هامش
( 1 ) اقبال نامه ( خردنامه ) ، نظامى گنجوى ، صفحهء 7 .