هامش
[ 24 ] - سكّه پادشاهى به نام خود بزن و خطبه به نام خود كن تا سخنوران عالم از آن سخن بگويند و اظهار اطاعت كنند .
[ 25 ] - فرستادگان : پيامبران و رسولان الهى ( ع ) .
[ 26 ] - چاكرى و غلامى تو را بپذيرم . ( غاشيه : روكش و نمد زين اسب تو را بر دوش گيرم و بدان ببالم ) .
[ 27 ] - درّ يتيم : مرواريد بىهمتا و يگانه و بزرگ . پيامبر بزرگوار خود يتيم و نيز يتيم نواز بود .
[ 28 ] - اشارت است به حديث : تنام عينى و لا ينام قلبى .
[ 29 ] - زنّار در اين بيت به نشانهء كفر ياد شده است .
[ 30 ] - مركز اولين دايرهء وجود و عقل اول و خاتم پيغمبران در آخرين كار آفرينش كه خلقت آدمى است .
( 31 ) - امّى : لقب پيامبر ( ص ) است به مناسبت درس نخواندن يا نسبت به ( امّ القرى ) كه مكّه است .
امّهات : منظور امّهات اربعه : چهار عنصر است .
( 32 ) - منظور پنج نوبت نمازهاى واجب است كه امتش بجا مىآورند .
( 33 ) - چار بالش ( چهار بالش ) : كنايه است از مسند سلطنت واقعى او بر جهان .
( 34 ) - از اولين گلى كه خداوند متعال گل آدم را بسرشت ، صافى و پاك آن ، گل وجود مقدّس پيامبر ( ص ) بود . ناظر است به حديث : خمرّت طينة آدم بيدّى اربعين صباحا .
( 35 ) - ره انجام : در اين جا به معنى مركب و اسب است . ره آورد عرش : آمرزش گناهان امّت است .
پيامبر ( ص ) مركب شرع مقدّس را براى وصول به عوالم روحانى در اختيار ما گذاشت .