سخنى از سَرِ مهر و خبرى از در صدق * گر ز جايى نشنيديد ، از اين جا شنويد
بس شنيديد سخنها ز خدا بىخبران * اينك آييد و سخنهاى خدا را شنويد
آن سَقَطها كه زهر ساقطه ديديد بس است * زين ثقه ، آيت حرمت ز خلقنا شنويد [ 1 ]
در حرم لوحهاى از عودت و رجعى نگريد * در حرا نغمهاى از « اقرء و اعلى » شنويد [ 2 ]
دل خارا به چنان سختى ، اين نغمه شنيد * نك شما نرم دلان از دل خارا شنويد
خاتمهء بندگى از كعبهء و الا پرسيد * زمزمهء زندگى از زمزم گويا شنويد
از بحيرا شنويد آنچه كه گفته است سطيح * از سطيح آنچه كه گفته است بحيرا شنويد [ 3 ]
آنچه شِق از بن دندان به يقين گفت و شنفت * آن ز دندانهاى از بنگه كسرى شنويد [ 4 ]
مژدهء مصطفوى صفوهء حق را به ظهور * گه ز شمعون صفا گه ز سكوبا شنويد [ 5 ]
وعدهء حق را حق وعدات از سر صدق * در وقوع خبر از بولس و متّى شنويد [ 6 ]
آنچه گفتند ز ياسين و ز طاها به خبر * گوش داريد و ز ياسين و ز طاها شنويد [ 7 ]
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 141
مساهمون: احمد احمدى بيرجندى
ص١٤١