سه روز در آن غار بود و اسما بشب ايشان را طعامك مىآورد . . . »
[ قصص الانبياء صص 421 و 422 ]
و « عطّار » گفته است :
تا بِتَنَد عنكبوت بر درِ هر غار * پردهء عصمت كه پود و تار ندارد
و در « كليله و دمنه » آمده است : « . . . بخشايندهيى كه تار عنكبوت را سدّ عصمت دوستان كرد . » [ ديباچهء مترجم ص 2 چاپ مينوى ]
« جلال الدين محمّد بلخى » نيز در كتاب شريف مثنوى [ دفتر اوّل بيت 2318 و 2819 طبع نيكلسون ] در داستان اعرابى و خليفه ، از زبان زن اعرابى ، بدان اشارتى لطيف دارد :
. . . كبر زشت و از گدايان زشتتر * روزِ سرد و برف و آنگه جامهتر
چند دعوى و دم و باد و بروت * اى ترا خانه چو بيت العنكبوت