« أبو نعيم » در « حلية الاولياء » در « شرح حال مجاهد - روايت كرده است كه وى در تفسير آيهء [
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ
] ( هر كجا باشيد اگر چه در كاخهاى بسيار محكم ، مرگ شما فرا رسد [ و از مرگ به هيچ چارهيى رهايى نيابيد ] ( قرآن كريم سورهء نساء ( 3 ) آيهء 78 ) . گفته است كه پيش از شما زنى بود و او را مزدورى بود . زن دختركى به دنيا آورد و سپس به مزدور خويش گفت : شعلهء آتشى برفروز . مزدور از خانه بيرون شد و مردى را بر در خانه يافت كه از مزدور پرسيد اين بانو چه زاييد ؟ پاسخ داد : دختركى . مرد گفت : اين دخترك به صد مرد تن در مىدهد و سرانجام مزدورش ، وى را به زنى مىگيرد . آنگاه خواهد مرد و مرگش به وسيلهء عنكبوت است . مزدور با خود گفت : به خدا سوگند من اين دخترك را پس از تن دادن به صد مرد ، نخواهم خواست و وى را خواهم كشت .
براى عنكبوت همين فخر و شرف كافيست كه بر در غار و بدان هنگام كه رسول اللّه ( ص ) در آن بود ، تار تنيد . و اين داستانى مشهور است كه شرح آن در كتابهاى تفسير و سير و جز آن آمده است . و در كتاب حلية الأولياء ، حافظ ابى نعيم از قول عطاء بن ميسره آورده است كه عنكبوت دو بار بر دو پيغمبر تار تنيد يكى بر داوود بدان هنگام كه جالوت در جست و جوى وى بود و ديگر بار بر حضرت محمّد ( ص ) در غار . . . [ حيوة الحيوان ج 2 صص 197 - 199 ذيل العنكبوت ]
[ در قرآن كريم ، سورهء بيست و نهم كه شامل شصت و نه آيه و مكّى است - به نام عنكبوت است . و شعر « جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق » به مفاد آيهء 41 سورهء مذكور تلميحى آشكار دارد :
« مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ »
- مثل آنان كه ( خدا را فراموش كرده ) غير خدا را بدوستى بر گرفتند [ در سستى و بىبنيادى ] حكايت خانهيى است كه عنكبوت بنياد كند و اگر بدانيد سستترين خانهها - خانهء عنكبوت است . ] ( هر آينه سستترين و بىبنيادترين خانهها ، خانهء تنندوا است . )
در « ثمار القلوب » مىخوانيم :
« بيت العنكبوت » يضرب به المثل فى الوهن و الضّعف . قال اللّه تعالى ،
كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ
[ سورهء عنكبوت 21 - آيهء 41 ] فدلّ بوهن بيته على وهن خلقه ، و لا اوهن ممّا ذكر اللّه انه أوهن البيوت ، و قد