تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
بعدها خواجه به دو طبقه اطلاق شد : 1 - اعيان و وزراء و امراء و صدور را به لقب « خواجهء بزرگ » مىناميدند . مثل « خواجهء بزرگ احمد حسن ميمندى » 2 - شعرا ، فضلا و عرفا مانند خواجه مسعود سعد سلمان ، خواجه عبد اللّه انصارى . . . [ حافظ شيرين سخن ص 73 ]
ما را بر آستان تو بس حقِّ خدمت است * اى خواجه باز بين به ترحّم غلام را
[ 7 / 7 ]
به جانِ خواجه و حقِّ قديم و عهدِ درست * كه مونسِ دمِ صبحم دعاىِ دولتِ تست
[ 24 / 1 ]
بر درِ أربابِ بىمروّتِ دنيا * چند نشينى كه خواجه كى به در آيد
[ 228 / 4 ]
دلربايى همه آن نيست كه عاشق بُكشَند * خواجه آنست كه باشد غمِ خدمتكارش
[ 272 / 2 ]
حافظ به زيرِ خرقه قَدَح تا به كى كشى ؟ * در بزمِ خواجه ، پرده ز كارت برافكنم
[ 335 / 8 ]
در صدرِ خواجه عرضِ كدامين جفا كنم * شرحِ نيازمندىِ خود يا ملالِ تو
[ 400 / 10 ]
مرغانِ باغ قافيه سنج‌اند و بذله‌گوى * تا خواجه مىخورَد به غزل‌هاىِ پهلوى
[ 477 / 3 ]

خسرو

؛ به ضمّ اوّل و سكون ثانى و فتح ثالث به معنى « ملك » باشد و نام پادشاه كيان هم هست « مراد كيخسرو است » و هر پادشاه صاحب شوكت را نيز گويند . [ برهان قاطع ]
خسروا حافظِ درگاه‌نشين فاتحه خواند * وز زبانِ تو ، تمنّاىِ دعايى دارد
[ حافظ 119 / 9 ]
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 265 | سيد محمد دامادى