تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
( 5 )

قَدَر

؛ فرمان ، حكم ، حكم خداوند در مورد بندگان ، سرنوشت ، تقدير ، خروج موجوداتست به وجود عينى به اسباب چنان كه در قضا مقرّر شده است . اشاعره گويند :

قضا

؛ عبارتست از ارادهء اوليّهء حقّ كه متعلّق به اشياء شده است . بر آن نهج كه اشياء على الدّوام بر آنند و قدر عبارت از ايجاد اشياء است بر قدر مخصوص و به قدر معيّن در ذات و افعال و احوال ايشان بر طبق ارادهء أزلى و در حقيقت قضا عبارت از حكم حقّ است بر اعيان اشياء بر آن احوالى كه مقتضاى آن اعيان است و علم حقّ بر آن متعلّق شده است و قدر ، تفصيل آن قضاست و عبارت از توقيت هر حالى است از آن أحوال أعيان در وقت و زمان معيّن بسبب معيّن بر آن نهج كه حكم علمى بر آن جارى شده است [ شرح گلشن راز 499 / ]
در كوىِ نيكنامى ما را گذر ندادند * گر تو نمىپسندى تغيير ده قضا را
[ حافظ 5 / 8 ]
مى بده تا دهمت آهى از سرِّ قضا * كه به روىِ كه شدم عاشق و از بوىِ كه مست
[ 21 / 3 ]
دلم خزينهء أسرار بود و دستِ قضا * درش ببست و كليدش به دلستانى داد
[ 109 / 2 ]
آنچه سعى است من اندر طلبت بنمايم * اين قَدَر هست كه تغييرِ قضا نتوان كرد
[ 133 / 2 ]
نصيحتگوىِ رندان را كه با حكمِ قضا جنگ است * دلش بس تنگ مىبينم ، مگر ساغر نمىگيرد
[ 145 / 6 ]
مرا مهرِ سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد * قضاىِ آسمان است اين و ديگر گون نخواهد شد
[ 161 / 1 ]
ديدى آن قهقههء كبكِ خرامان حافظ * كه ز سر پنجهء شاهينِ قضا غافل بود
[ 203 / 8 ]
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 262 | سيد محمد دامادى