بگو آشكارا كه نامِ تو چيست * كه اختر همى بر تو خواهد گريست
[ فردوسى ]
نشستم به ره بر ، كه تا پاسخم * بيارد مگر اخترِ فرّخم
[ فردوسى ]
به دو گفت : كاى مهتر نامدار * به كامِ تو باد ، اختر روزگار
[ فردوسى ]
چه دارى نژند ؟ اخترِ خويش را * درم بخش و دينار ، درويش را
[ فردوسى ]
بياموز گفتار و كردارِ خوب * كت اين هر دو ، بنيادِ نيك اختريست
[ ناصر خسرو ]
به دست من و تست نيك اخترى * اگر بد نجوييم نيك اختريم
چو تو خود كنى اخترِ خويش را بد * مدار از فلك ، چشمْ نيك اخترى را
[ ناصر خسرو ]
به اختر كسى دان كه دخترش نيست * چو دختر بُوَد ، روشن اخترش نيست
[ فردوسى ]
روزِ هجران و شبِ فرقتِ يار آخر شد * زدم اين فال و گذشت اختر و كار آخر شد
[ حافظ 162 / 1 ]
شد از بروجِ رياحين چو آسمان روشن * زمين به اخترِ ميمون و طالعِ مسعود
[ 198 / 4 ]
از چنگِ مَنَش أَخترِ بدمهر به در بُرد * آرى چه كنم ؟ دولتِ دورِ قمرى بود
[ 210 / 4 ]
ز چشمِ من بپرس اوضاعِ گردون * كه شب تا روز ، اختر مىشماريم
[ 318 / 3 ]
تكيه بر اخترِ شبگرد مكن ، كاين عيّار * تاجِ كاووس ببرد و كمرِ كيخسرو
[ 399 / 4 ]