تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
ز نقشبندِ قضا هست اميدِ آن حافظ * كه همچو سرو به دستت نگار بار آيد
[ 231 / 9 ]
ساقيا عشرتِ امروز به فردا مفكن * يا ز ديوانِ قضا خطِّ امانى به من آر
[ 243 / 6 ]
چه فتنه بود كه مشّاطهء قضا انگيخت * كه كرد نرگسِ شوخش سيه به سُرمهء ناز
[ 253 / 4 ]
بيا كه هاتفِ ميخانه دوش با من گفت * كه در مَقامِ رضا باش و از قضا مگريز
[ 260 / 7 ]
سرِّ قضا كه در تُتقِ غيب منزويست * مستانه‌اش نقاب ز رخسار بر كشيم
[ 368 / 3 ]
حافظ ز خوبرويان بختت جز اين قَدَر نيست * گر نيستت رضايى ، حكمِ قضا بگردان
[ 377 / 7 ]

لقا

؛ 1 - ديدار كردن ، ديدن ، ديدار
گفتا نه اين خواهم نه آن ، ديدارِ حق خواهم عيان * گر هفت بحر آتش شود من در روم بهرِ لقا
[ ديوان كبير 1 : 6 ] 2 - روى ، چهره
تو آسمانى و هنرِ تو عطارد است * وان بىقرين لقاىِ تو چون ماهِ آسمان
[ منوچهرى 2 : 211 ]
دليلِ راه شو اى طايرِ خجسته لقا * كه ديده آب شد از شوقِ خاكِ آن درگاه
[ 408 / 2 ] ظهور معشوق است چنان كه عاشق را تعيين شود كه اوست به صورت آدم ، ظهور كرده . [ كشّاف اصطلاحات الفنون ]