تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
مبين حقير گدايانِ عشق را كاين قوم * شهانِ بىكمر و خسروانِ بىكُلَه‌اند
[ 196 / 5 ]
خوش دولتى است خرّم و خوش خسروى كريم * يا رب ز چشم زخمِ زمانش نگاه دار
[ 241 / 5 ]
رموزِ مَصلحتِ مُلك خسروان دانند * گداىِ گوشه نشينى تو حافظا مخروش
[ 278 / 9 ]
دانى كه چيست دولت ؟ ديدارِ يار ديدن * در كوىِ او گدايى بر خسروى گزيدن
[ 384 / 1 ]
وز براىِ صيدِ دل در گردنم زنجيرِ زلف * چون كمندِ خسروِ مالكْ رقاب انداختى
[ 425 / 12 ]
چو خسروانِ ملاحت به بندگان نازند * تو در ميانه خداوندگارِ من باشى
[ 448 / 3 ]
دانى مرادِ حافظ ازين درد و غصّه چيست * از تو كرشمه‌يى و ز خسرو عنايتى
[ 428 / 9 ]
خوش وقتِ بورياىِ گدايى و خوابِ أمن * كاين عيش نيست در خورِ اورنگِ خسروى
[ 477 / 4 ]

اختر

؛ بر وزن افسر رايت و علم را گويند . و به معنى بخت ، طالع هم هست و كوكب و ستاره را نيز گويند و به معنى فال و شگون هم آمده است . و نام يكى از منازل قمر است ، ( برهان قاطع )

أختر

؛ جرم فلكى ، از اجرام آسمانى ، ستّارهء سيّار ، كوكب ، نجم ، ستارهء بخت و اقبال ، ستارهء مسلّط بر زايچه :
اگر چرخِ گردنده اختر كشد * به هر اخترى ، لشكرى بر كشد . . . گهِ رزم ، پيروزى از اختر است * نه از گنجِ بسيار و از لشكر است
[ اسدى ]