ديگر اينكه اين سيد ابو المكارم مير محمد 29 را كه ما از رجال مائه يازدهم فرض كرديم بايد مير محمد هاشم 38 مذكور از اوائل مائه حاضرهء ( 14 ) و سابقهء ( 13 ) برحسب طبقه جلوتر نباشد ، و وضع نسخه اباء از وجود او در اين عصر دارد .
و اينك چون از معرفى نسخه فىالجمله فارغ شديم « 1 » سخنى چند در اطراف بعضى از اشخاص واقع در عمود اين نسب نوشته و چنين گوئيم كه :
حضرت موسى 8 الثانى ( ع ) در ( 1193 ) ج 1 ش 5 ص 8 ) گذشت ، و آنجا وجه شهرت وى را به أبو سبحه نوشتيم و اينك گوئيم كه كنيهء اصلى وى ابو الحسن بوده
در بيان فرزندان موسى ابو سبحه
و ابو سبحه چنان كه در ( ص 38 ) اين نسخه نوشته لقب اوست .
و بسيارى از كسان را مىدانيم كه كنيهئى معين داشته و دارند و يككلمهئى را كه خيلى ملازم با آن بودهاند مضاف اليه أبو قرار
هامش
( 1 ) جناب معلم « سلمه اللّه » با اين معرفى تفصيلى كه از نسخهء « شجرهنامهء مير لوحى » نمودهاند كمال مهارت خود را در فن فهرستنگارى بمنصهء ظهور درآوردهاند ، و در مورد نسخه حاضره اضافه مىكنيم كه با ملاحظهء اغلاط كتابتى كه در آن هست به نظر مىرسد از روى نسخهء ديگرى كه شايد اصل بوده استنساخ شده باشد . بههرحال اين نسخه از كتابخانهء جد امجد راقم اين سطور مرحوم حجة الاسلام آقا ميرزا جلال الدّين روضاتى ( 1283 ) فرزند مرحوم آقا ميرزا مسيح ( 1255 ) فرزند صاحب « روضات الجنات » بدست اينجانب رسيده و از مالك پيشين آن اطلاعى نداريم ، و چنان كه در متن گفته شد يك برگ از آغاز و يك برگ از انجام آن مفقود بوده كه بعدا اين حقير در سال 1371 آن را از روى نسخهء صديق فاضل ارجمند ثقةالاسلام آقاى حاج سيد جلال الدّين طاهرى حسينآبادى كه نام و نسب او در متن خواهد آمد تكميل نمودم و نسخهء ايشان چنان كه بخاطر دارم در اواسط قرن 13 براى جد امجد شان عالم جليل القدر مرحوم آقا سيد عبد الحسين نوشته شده و با اينكه - كما و كيفا - مطابق نسخهء موصوفهء ما است اما از روى اين نسخه استنساخ نشده و مزيت آن اينست كه - بروش اصل - اسامى اولاد و اعقاب و فروع مرحوم مير لوحى را نيز تا اين اواخر دارا مىباشد ، البتّه نه باستقصاء و تفصيل ، و راقم حروف يك نسخه نيز در همان ايام به خط خود از روى دو نسخه موصوفه استنساخ نمود . م .