تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1774

مساهمون:

ص١٧٧٤
اسماء آنها اينجا نهاديم . و در نسخه « نسب‌نامه » اين القابى را كه براى احمد 11 بن اسحاق 10 تا محمد 19 ابن على 18 نوشته ظاهرا تا دوسه نفر از قدماء آنها كه هنوز بمائه پنجم و ششم نرسيده‌اند درست نباشد ، زيراكه قبل از آن اضافهء لقب بكلمهء دين معمول نبوده ، چنان كه در « مرآة الجنان » يافعى دربارهء خواجه نظام الملك متولد در سنه 408 كه لقبش قوام الدّين بوده فرمايد : اين اول چيزى است كه بما از تلقب به فلان الدّين رسيده ، انتهى . آن‌گاه از ص ( 34 تا 18 ) براى هريك از اشخاص واقع در عمود اعقابى بيك طبقه و بعضى را قدرى زيادتر نوشته تا برسد بمحمد 28 المصحفى كه عقب او را در ص ( 18 ) از سه نفر : تاج الدّين حسين 29 و عماد الدّين كاظم 29 و امير قاسم 29 واقع در عمود مذكور در ( ص 17 ) نوشته ، و ما را فرصت نقل تمام آنها در اين عجاله نيست و فعلا هم اجمالا هيچ‌يك از آنها را نامشان را در نظر نداريم كه در جايى ديده و سابقه معرفتى بدانها داشته باشيم . و اين نسخه تنها « نسب‌نامه » ئى است كه تاكنون به نظر ما رسيده كه از امام تا كسى كه نسب‌نامه برايش نوشته شده تمام اشخاص را غير از فرزندش كه در عمود است فرزندان ديگرى هم اگرچه يك نفر باشد برايشان نوشته باشد ، و ظاهرا مرقومات آن هم معتبر و مأخوذ از اصل صحيحى بوده باشد . و به‌هرحال ، مرحوم مير لوحى 31 كه ما او را مير محمد 31 نوشتيم و در نسخه وى را در ( ص 15 ) فقط لوحى 31 نوشته از معاريف علماء مائه يازدهم هجرى بوده و عداوتى معروف با ملا محمد تقى مجلسى و فرزندش ملا محمد باقر داشته ، و اينكه ما نام او را محمد 31 نوشتيم از اين است كه در « الذريعة 1 : ش 2183 و 2 : ش 771 » وى را محمد 31 بن محمد 30 مشهور بمير لوحى نوشته و او را وصف به مطهر نقيبى سبزوارى نموده . و ظاهرا مطهر مقصود همان باشد كه در اجدادش نوشتيم و شمارهء آن را ( 27 ) نهاديم كه رسم بوده و هنوز هم هست كه نام كسى را گاهى بنام پدرش يا يكى از اجداد معروف وى اضافه مىكنند . و نقيبى نسبت بجد ديگرش عماد الدّين حسين 21 النقيب كه نيز نوشتيم باشد ، و نسبت بسبزوار از اين باشد كه اين سلسله اصلا سبزوارى بوده و بعد در زمانى كه بر ما معلوم نيست باصفهان آمده‌اند