را در هر سطرى دو اسم نوشته ، و بالاخره در ( 79 ) - ن هبة اللّه شيث النبى ( بن ) ، و در ( 80 ) - ن ابى البشر آدم صفى اللّه است ، چنان كه ذكر كرديم . و بدين قرار از حضرت آدم تا حضرت صادق ع ( 51 ) نفر ، و از حضرت كاظم تا اين محمد ( 25 ) نفر خواهند شد . و ما كه در اين كتاب حضرت امير را ( 1 ) و حضرت كاظم را ( 6 ) گرفتهايم اين امير محمد ( 30 ) شده كه ديدى اين عدد را بر روى اسم او نهادهايم ، و پس از اين هركس را خواهيم نام ببريم به همين عدد مختار خودمان او را معرفى مىكنيم .
و در اين صفحات از ص ( 57 ) كه اسم مالك در آن نوشته تا آخر كه ( 80 ) است غير از يك سطر در پائين صفحه شامل يك اسم و در بعضى به شرحى كه گفتيم دو اسم هيچچيز ديگر ننوشته و فقط باقى صفحه سفيد است ، بلكه به همين صفحه و ورق و صفحه و ورق ( 73 و 74 ) فقط قطعهئى از صفحه شامل اسم اين دو صفحه ( مالك بن النضر كه قريش باشد ) و ( 73 و 74 ) سام بن نوح ( ع ) موجود و باقى كاغذ صفحه كه در بالا بوده مقروض و مقطوع گرديده .
و باقى صفحات از ص ( 18 تا 56 ) از اول صفحه تا برسد بسطر آخر اولاد صاحب اسم اين سطر و صفحه را كلا يا معقبين آنها را بطور تشجير هرجا هرچه مقتضى بوده و در بعضى جاها شعب و فروع مختصرى هم آورده كه از حضرت كاظم تا چند پشت از اعقاب او آنچه را كه در « عمدة الطالب » دارد و مانند عبارات « عمده » مىباشد ، و در همه جا اسم آنكه در عمود اين نسب واقع شده در وسط اسماء ساير اولاد صاحب اسم آورده ، و در ص ( 17 ) كه اسم الامير القاسم 29 را آورده و در بالاى سطر آخر در چهار سطر چنين نوشته : ( اعقب من ابى المكارم السيد محمد 30 وحده . و كتب ذلك بيده العبد الاقل عبد الصمد ابن عبد الكريم الحسينى الحائرى اصلا و السبزوارى مولدا و مسكنا ) ، و بعد از آن مهرى بسيار بزرگ با خط بسيار ريزه در پاى آن زده كه بسيار خواندن آن بر ما مشكل و همين اندازه دانستيم كه حاوى چندين سوره كوچك از قرآن و اتفاقا منقلب هم زده شده يعنى پائين مهر متصل بسطور و بايد در خواندن آن سطور اربعه را وارونه بگيريم . بعد از آن چهار عبارت با چهار مهر در اين صفحه است در تصحيح اين نسب و شجره كه در يكى باز سيد محمد 30 را مشهور به مير يخ و فرزند الامير القاسم 29 نوشته و مهر آن سورهء كوچكى
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1769
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٧٦٩