برايش منعقد شده از باب تا محراب آورده ، و ازاينجهت در تحت حجاب مانده و نقاب از آن برداشته نشده ، و همانا اولو الالباب از آن عبرت مىگيرند ، و عناوين ابواب آن بأسماء و القاب مرموزه ذكر شده ، همچون ابى ركب و زفر و فعلان و غير آنها ، انتهى .
نوزدهم كتاب « فصل الخطاب » در تحريف كتاب ، انجام تأليف آن 28 ج 2 سنه 1292 .
در « الذريعة 16 : 231 » اولا آن را « الفصل الخطاب » نوشته و آن اشتباه است ، زيراكه برحسب قاعده عربيت درست نمىآيد ، و چند كتاب ديگر كه در جلو آن و عقب آن از ديگران آورده همه را « فصل الخطاب » بدون الف و لام در فصل نوشته « 1 » ، و سپس شرحى نوشته بمفاد اينكه مقصود از اين تحريف فقط عدم زيادتى در آن است ، چه باتفاق همه مسلمانان حتى يككلمه در اين كتاب مبارك آسمانى زيادتى راه نيافته كه ما جاى آن را ندانيم . و اما تنقيص ، پس ( نظر بأخبار عديده ) در غير آيات احكام در آن واقع شده كه ما عين آنها را نمىدانيم و همانا در نزد اهلش مذخور مىباشد ، انتهى .
و بنابراين چنان كه خود صاحب عنوان پس از انتشار اين كتاب و كتاب « كشف الارتياب » در عدم تحريف كتاب تأليف شيخ محمود معرب طهرانى ، در رسالهء منفردهء نوشته ؛ قرآن عظيمى كه در زمان عثمان جمع شده و بين الدفتين قرار گرفته هيچ تغييرى در آن بهم نرسيده و فرمايد : اينجا در مرادف تسميه خطائى شده كه بايد آن را « فى عدم تحريف الكتاب » نوشت ، انتهى .
و شيخ محمود مذكور - چنان كه در « الذريعة 18 : 9 ش 421 » فرموده - فرزند ابو القاسم و خود در اوائل عشر دويم بعد از 1300 وفات كرده ، و مرحوم حاجى صاحب عنوان همى سفارش مىكرده كه هركس نسخهاى از « فصل الخطاب » را دارد بايد اين رساله مذكوره منفرده را ضميمه آن نمايد ، چه اين رساله بمنزله متمم آن مىباشد ، انتهى . و ما آن رساله را به شماره 12 از تأليفات او ذكر كرديم .
بيستم « فهرست كتب » كتابخانه خودش كه شامل كتب كثيره مخطوطه و مطبوعه بوده و از مخطوطهء آن بعضى نسخ نفيسه منحصره بفرد بوده .
بيست و يكم كتاب « الفيض القدسى » در ترجمهء علامه مجلسى ، كه براى مقدمهء « بحار الانوار » چاپ كنپانى تأليف كرده ، انجام تأليف آن چاشت سهشنبه 16 ماه رمضان
هامش
( 1 ) اشتباه مذكور خطاى مطبعى است نه تأليفى . م .