بنوميدى برفتند از سر بالين طبيبانم * تو دانى دردمند دوريم اى وصل هجرانى
و با اين كيفيت آن جوان ناكام در روز اول يا دويم ذىالقعده سنه 1340 خود را با چند گلولهء تير هلاك نمود ، و قبلا اين رباعى را براى سنگ مزار خويش سرائيد :
در حضرت دوست با گناه آمدهام * با حال پريشان و تباه آمدهام
شادم كه رخم ز خون سر گلگون است * هرچند كه من نامه سياه آمدهام
و شعرا و ادبا قطعات و اشعارى در رثاء وى سرودند ، و از آن جمله نظام وفا ( كه در 1305 بيايد ) در طى مثنوى معروف به « حبيب و رباب » شرح اين انتحار را بنظم آورده .
* ( 832 - تولد مرحوم حاجى محدث نورى ، نور اللّه تعالى روحه الشريف ) *
وى مرحوم حاجى ميرزا حسين فرزند مرحوم ميرزا محمد تقى نورى است ( كه در جلد اول سال 1201 شماره 65 ص 116 گذشت ) ، و خود از اجلهء علماء اعلام و فقهاء عظام و محدثين بزرگوار و مروجين جلالت آثار بوده ، در « المآثر و الآثار : 155 ستون 2 » وى را در عنوانى مخصوص تذكره نموده ، و در آن فرمايد : از عظماء علما مىباشد ، بجلالت قدر و شان از أقران ممتاز است ، ترويج اصول مذهب جعفرى و تشييد بنيان طريقه اثنى عشرى و نشر اخبار و آثار اهل بيت عصمت ( عليهم السلام ) را از معاصرين كمتر به قدر او موفق شدهاند ، در علمى حديث و تفسير و معرفت احوال طبقات رجال اسناد و تراجم علماء اسلام همانا امروز نخستين داناى ايرانيان است .
تا اينكه فرمايد : مقام تقوى و ورع و عبادت و تقدس وى مسلم مسلمين مىباشد ، و هم از تبحر تام و تتبع عام در مصنفات علماء اسلام بأعلى مقام رسيده ، وصيت فضل و وثاقت و درجهء استعداد و لياقتش براى هرگونه تعظيم و اكرام و توقير و احترام تا همه جا كشيده است ، انتهى .