تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1457

مساهمون:

ص١٤٥٧
از دول قويه در منع انتشار آن جريده جهد بليغ مبذول داشت ، لا جرم خاطر وى را ملالت گرفته و بتعبيرى كه در « المآثر » نموده به سمت آسيا در گردش آمد ، و در شعبان سنه 1303 به خواهش ناصر الدين شاه بايران حركت كرد و از راه بوشهر و شيراز و اصفهان در 22 ع 2 سنه 1304 بطهران رسيد ، و در 2 شعبان از راه روسيه عازم فرنگستان شد ، و در سنه 1306 باز ناصر الدين شاه وى را بتوسط اعتماد السلطنه بايران دعوت كرد و وى در سنه 1307 بطهران آمد و مكرر با شاه ملاقات و مقالات به عمل آورد ؛ ليكن چيزى نشد كه در شعبان سنه 1308 وى را از طهران و شاه عبد العظيم ( ع ) تبعيد و اخراج كردند ، و در سنه 1310 بدعوت سلطان عبد الحميد خان عثمانى باسلامبول رهسپار شد و تا آخر عمر در آنجا بود . سيد جمال الدّين در طول اين مسافرتها و طى اين سالها همى در مقام توحيد كلمهء اسلام و ايتلاف مذهب شيعه و سنى با يكديگر بود ، و در اين موضوع رسائل و مقالات گوناگون تأليف و منتشر نمود ، و نه عجب كه مخالفين اسلام از ترس اتحاد كلمهء آن دين مقدس بوحشت افتاده و هماره در مقام شكست او بودند ، بلكه خود مسلمين از شيعه و سنى و دولت و ملت هريك براى نفع شخصى خويش مانع از اجراء نقشهء او شدند ، و او مبغوض و مغضوب همگان از كثرت علوشان و سمو مكان گرديد ؛ كه :
دشمن طاوس آمد پر او * اى بسا شه را بكشته فر او
و او هم ناچار از شهرى بشهرى و از مملكتى بمملكتى گريزان بود تا عالم خاك را بدرود نمود ، و چنان كه گفتيم او را كتب و رسائل و مقالات و فوائد عديده است ، از آن جمله : اول كتاب « ابطال مذهب الدهريين » ( يا رد دهريين ) كه در « معجم المطبوعات : 706 » نوشته و ظاهرا آن ترجمه « نيچريه » باشد از فارسى به عربى كه شيخ محمد عبده بكمك عارف افندى ابو تراب افغانى آن را ترجمه كرده است . دويم كتاب « تتمة البيان » در تاريخ افغانستان كه آن را بنام امير عبد الرحمن خان امير افغانستان تأليف نموده . سيم جريده « العروة الوثقى » كه حاوى مطالب عاليه و مقالات نافعهء بسيار است . و او شعر هم مىگفته و تخلص افغانى مىنموده ، و از اين بابت و هم ماندن چندى در افغانستان و تلبس به لباس مردم آن سامان برخى او را افغانى دانسته‌اند ، ولى صحيح اينكه او از