و درباره « بيان السعاده » در « الذريعة 3 : 181 » فرمايد : اين كتاب را اصحاب عارف معاصر ملا سلطان محمد جنابذى در طهران بعقيدهء اينكه تصنيف شيخ ايشان مىباشد چاپ كردهاند ، ليكن عالم بارع معاصر سيد حسين قزوينى حايرى مرا خبر داد به انتحالى كه در آن واقع شده ، و از آن چنين برآيد كه اين كتاب از غير او است و اگرچه فىالجمله باشد ، چنان كه در اعراب فواتح سور تفصيل شقوق كثيره آنكه عقول از آن حيران است همه بعينه در رساله شيخ على مشهور به مخدوم على مهائمى كوكنى - متولد در سنه 776 و متوفى در سنه 835 - موجود است ، و سيد غلامعلى آزاد بلگرامى آنها را در كتاب « سبحة المرجان » كه در سنه 1177 تأليف شده نقل كرده ، و آنها يك جمله يا دو جمله يا يك سطر و دو سطر نيست كه احتمال توارد خاطرين در آن برود ، و اين انتحال ما را از اذعان بصدق نسبت بدانكه بوى منسوب شده بازداشت ، انتهى ما فى « الذريعة » « 1 » .
و ديگر از تأليفات وى كه در « شمس التواريخ » است : « بشارة المؤمنين » ، « تنبيه النائمين » ، « ولايتنامه » ، « شرح كتاب عربى باباطاهر عريان » است .
و از آنچه گذشت معلوم شد كه وى در خدمت حاج ملا هادى سبزوارى درس خوانده و در طريقت از فيض ارادت طاوس العرفاء كامياب شده .
اينك اسماء چند نفر از شاگردان مجلس درس يا مريدان صحبت تصوف او نوشته مىشود :
هامش
( 1 ) دانشمند محقق آقاى شيخ محمد هادى امينى نجفى نيز در مجله « المكتبه .
ط بغداد شماره 34 . صادره در محرم 1382 ص 28 » به اين انتحال تصريح نموده و گويد كه تفسير مهائمى يكبار در دهلى بسال 1286 و بار ديگر در بولاق مصر بسال 1295 چاپ شده است ، انتهى .
و محمد حسين ذهبى از نويسندگان بسيار متعصب و منحرف اهل سنت در كتاب كبير خود « التفسير و المفسرون 2 : 199 - 234 » تجزيه و تحليل مغرضانهاى از بيان السعاده - همانند ساير كتب شيعه - نموده و از جاده انصاف بسى بدور افتاده است . م .