شد كه بقيه عمر را در آنجا بسر برد ، ليكن بجهاتى چند توقف در آن ديار برايش سخت افتاد و بعد از دو سال بايران برگشت و بشوق زيارت مشهد مقدس رخت بطهران آورد ، و چون آن ايام سال مجاعت 1288 بود اسباب مسافرت از طريف و تليد بتلف رفت و ناگزير از توقف در آن شهر گرديد و تا آخر عمر همى در آنجا بود ، و بعضى از معارف بلد و رجال دولت و ارباب مدارك تدارك خستگيها و جبران شكستگيهاى او را نمودند ، و بالاخره از اهل آن شهر بشمار آمد .
در « المآثر و الآثار : 217 س 2 » فرمايد : حاج ميرزا حسن اصفهانى صفىعلى شاه از عرفاء معروف مقيم دار الخلافه است ، و بر علم تصوف و منازل سالكين اطلاعى عظيم دارد ، و در اين فنون كتابها و رسائل گوناگون ما بين نظم و نثر ساخته است و بطبع بعضى از آنها پرداخته ، انتهى . و اينك اسامى تأليفات وى از اين قرار است :
اول كتاب « بحر الحقائق » چنان كه در « طرائق » است ، و در « الذريعة 3 : 36 » كه جاى ذكر آن است ذكر نشده . دويم كتابى « در ترجمه و تفسير قرآن عظيم » كه بنظم بر وزن « مثنوى مولوى » آن را در مدت دو سال بنظم آورده و در تاريخ اتمام آن خود اين دو بيت را سروده از زبان آن كتاب كريم :
من خوبترين ترجمه قرآنم * بر معجزهء نبى بهين برهانم
تاريخ من ار طلب كنى خود گويم : * تفسير صفى هادى گمراهانم
1307
سيم كتاب « زبدة الاسرار » در اخلاق و مراثى حضرت سيد الشهداء كه در هند شروع بتأليف آن نموده ، انجام تأليف آن سنه 1283 . چهارم كتاب عرفان الحق ( كه آن را « ديوان الحقائق » هم نوشتهاند . پنجم كتاب « ميزان المعرفة » . ششم « ديوان اشعار » كه در آنها تخلص صفى نموده .
و چند نفر از اهل علم و عرفان از باريافتگان دربار آن بزرگوار و مريدان آن زبدهء ارباب محاسن آثاراند : اول حاجى نمازى كه وى را به همين كلمه در « ضميمه تاريخ علماى خراسان ذكر كرده . دويم عليخان ظهير الدوله كه در ( 1281 ) بيايد ، و پس از وى سمت خلافت و جانشينى او را داشته . سيم حاجى نايب الصدر محمد معصوم شيرازى كه در ( 1270 ) بيايد .