صفويه مصدر خدمات مهمه بودهاند و جلادتهاى آنها در آن اعصار در كتاب « جامع مفيدى » و غيره بشرح رقم شده ، و خود در دربار شاه سلطان حسين تقربى بسزا داشت ، و شخصى شجاع و دلاور و كاردان و هنرمند بود ، چنان كه در جلد اول ( سال 1204 ص 162 ) نوشتيم كه در وقعهء افغان شاهتهماسب ثانى خواهر و دختران خود را بهمراهى او بيزد فرستاد ، و علاوه بر آن در سرودن اشعار طبعى سرشار داشت و « كتابى در غزوه بدر » بنظم مثنوى دارد كه اين فرد از آن است :
ز شمشير كج كار دين است راست * نى نيزه دين مبين را عصا است
و در سنه 1131 كه فرقهء افغان راه بايران پيدا كردند تا حدود ده سال ( بموجب مرقومات ( ص 255 تا 259 ) آن كتاب ، جنگهاى عديده در حدود يزد و كرمان با آن مردمان نموده و هماره شر آنها را از سر اهالى آن سامان دفع و رفع مىكرده و مردم را آسوده مىفرمود ، تا آخر اشرف افغان لشكر بيزد كشيده و او را در آن شهر محصور كرد و پس از هفت ماه محاصره امانش داده باصفهانش آورد و آنجا نقض عهد كرده ، و بموجب ( ص 260 ) در سنه 1142 خود و بستگان و خانوادهاش را يكسر بقتل آورد سواى دو نفر خواهرزادگانش كه بزرگتر بنام محمد مؤمن خان و كوچكتر محمد تقى خان بودند ، و مادرشان فاطمه بيگم خواهر عنايت سلطان بود و اين دو برادر منسوب بمؤمن حسين ( كه از شعراء معروف يزد در مائه دهم و شاگرد ملا ميرزا جان باغنوى بوده و در « آتشكده ، در شراره چهار از اخگر 1 » عنوانى دارد ) بودند ؛ و در اين قضيه جان بدر برده و هريك پس از آن بمقاماتى از اهميت و شهرت نائل گرديدند ؛ چنان كه محمد مؤمن خان در زمان نادر شاه چندى حاكم كرمان بود و با نهايت عدالت با مردم رفتار مىنمود . و محمد تقى خان معروف بخان بزرگ و در كثرت أولاد و أموال و عدت و عدت و كاردانى و كفايت بمقامى سامى رسيده و از أعاظم و مشاهير رجال يزد گرديد ، و بنا بر آنچه در ( ص 258 ) نوشته وى در سنه 1129 در بافق متولد شده و بعد از نجات از اسارت اصفهان بيزد آمد و آنجا به تحصيل علم و ادب مشغول شد ، و در سنه 1161 بر علم خان كه حاكم يزد و مردى سفيه بود خروج نموده و او را از يزد بيرون كرد و خود از طرف شاهرخ ميرزاى نادرى بحكومت آن شهر منصوب شد و تا سال اول سلطنت فتحعلى شاه بدان برقرار بود ، و در اين مدت كه زياده بر پنجاه سال مىشد هركس پادشاه وقت بود وى از طرف او حكومت داشت و بكفايت و كاردانى خود سلطان را ؛ و باجراء مراسم عدالت مردم را از خود راضى نگاه مىداشت ، و در