تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1019

مساهمون:

ص١٠١٩
علوم معقول مشغول ؛ و در نزد شيخ جعفر بن محمد كرمانشاهى بدروس فقه و اصول پرداخت ، و در سنه 1266 « تقريرات » او را تحرير نمود . پس بعتبات رفت و چندى در كربلا نزد آقا سيد ابراهيم قزوينى صاحب « ضوابط » درس خواند ، تا در كربلا فتنه و قتل و غارت رخ داد و وى ناچار بفرار گرديد ، پس باصفهان رفت و پس از آرامش فتنهء عراق بنجف رفت و در نزد شيخ انصارى به تحصيل پرداخت ، و همى شهرت و نبوغش در تزايد بود تا يكى از اركان آن حوزه مقدسه گرديد ، و تقريرات دروس او را تحرير و تنظيم فرمود و از آنها كتابى بنام « مطارح الأنظار » بوجود آورد ، و هم چندين رساله در فقه و اصول تأليف كرد ، از آن جمله « رساله‌ئى در صحيح و أعم » . و در سنه 1277 در تهران ساكن و آنجا بتدريس و قضا و افتاء مشغول شد و از عظماء علماء آن بشمار آمد ، و همى در مدرسه مروى بتدريس پرداخت ، و چندين نفر از علما از برآمدگان مدرس شريف او مىباشند ، از آن جمله : سيد حسين بن صدر الحفاظ قمى ، و فرزندش حاج ميرزا ابو الفضل كه در ( 1273 ) بيايد . و بالاخره ، وى پس از مدت پنجاه و شش سال قمرى عمر ، در همان روز تولد خود يعنى سيم ماه ربيع الآخر سنه هزار و دويست و نود و دو - مطابق ( . . . ) ثور ماه برجى - وفات كرد ، و در قصبه طيبه و زاويه مقدسه حضرت شاه عبد العظيم ( عليه التحية و التسليم ) در پشت بقعه امامزاده حمزه ( ع ) در مقبره شيخ ابو الفتوح رازى دفن شد . و كوچك‌ترين فرزندانش مرحوم حاج ميرزا ابو الفضل مذكور مرثيه‌اى بغايت نيكو و جانسوز برايش سروده « 1 » .
هامش
( 1 ) اين رثاء در « ديوان الحاج ميرزا ابى الفضل الطهرانى : 146 ببعد ط طهران . 1370 » چاپ شده و مطلعش اينست :الدهر دار ليس فيه قرار * و الموت خصم ليس منه فرارو نيز فرزند مذكور را كتابى است در احوال صاحب ترجمه بنام « صدح الحمامة » ، و براى مزيد اطلاع از احوال اين دودمان علمى رجوع شود به مقدمه مبسوطه همان ديوان . م .