الرضويه 2 : 394 » در پاورقى فرمايد تاريخ تأليف نواقض 957 است ، مطابق كلمه نواقض و نيز مطابق ( و كتاب الفجار فى سجين ) و تاريخ تأليف « العذاب الواصب » 1205 است مطابق عدد عبارت ( و ان كتاب الابرار لفى عليين ) انتهى . و خود در منتهى در احوال خويش نوشته اينك بتأليف آن مشغولم .
ششم كتاب « عقد اللآلى البهيّة » در رد بر طايفه غبيه كه مقصود جماعت اخباريه باشد و آن را بيست سال قبل از « منتهى المقال » تأليف فرموده و نام آن را خود در منتهى همينطور نوشته و اينكه در « روضات » فرموده ، آن را « الرسالة البهيّة » ناميده اشتباه است .
هفتم كتاب « منتهى المقال » در احوال رجال كه مكرر در اين ترجمه و بعضى ديگر از تراجم نام آن را برده و مىبريم ، و آن بهطورىكه خود در ديباچه تصريح بدان نموده تركيبى است از كتاب « منهج المقال » مرحوم ميرزاى استرآبادى و تعليقات آقا محمد باقر بهبهانى بر آن و كتاب « مشتركات » ملا محمد امين كاظمينى كه اين هر سه كتاب تماما در آن مندرج است و بعضى از مطالب متفرقه از كتب ديگر و بعضى از آن را در حيات آقا محمد باقر و بعضى را بعد از وفاتش تأليف كرده زيرا در بسيارى جاها پس از نام او ( سلمه اللّه ) يا ( دام علاه ) و در بسيارى ديگر ( قدس سره ) و غيره ذكر كرده . و در اين زمان از همهء كتب رجاليه معروفتر و در مراجعه بدان معمولتر و هركس مطلبى در رجال بخواهد بدان مراجعه مىكند .
در « مستدرك 3 : 402 » فرمايد : اين كتاب چون مشتمل است بر تمام « تعليقهء بهبهانى » معروف و مرجع علماء گرديده ، و اگرنه اغلاطى در آن مىباشد كه بر اهلفن پوشيده نيست ، با اينكه اسماء مجاهيل روات را در آن نياورده و گفته فائدهاى در ذكر ايشان متعقل نيست و همچنين مؤلفات روات را از اصول و كتاب در آن نياورده و بدين جهت در كتابش نقصانى فراهم شده گذشته از اشتباهاتى كه در آن نموده ، و بااينحال خود گفته كه مىخواهم ناظر در اين كتاب محتاج بكتابى ديگر در اين فن نشود ! و ما پس از اين در بعضى از فوائد آينده اشاره ببعضى از فوائد ذكر كتب و مجاهيل خواهيم نمود ، انتهى .
و مرحوم حاجى ميرزا ابو الهدى كرباسى ( عليهالرحمه ) كه در فن رجال از رجال ميدان اطلاع و تحقيق در عصر ما بود ، در كتاب « درة البيضاء : 9 نسخى خطى نگارنده »
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 595
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٥٩٥