در اين سال باز ما بين محمود ميرزا و حسام السلطنه جنگ درگير شد و در امور لرستان اختلالى بهم رسيد ، چنانكه خود سپهر كه آنوقت در دستگاه محمود ميرزا بوده شرح آن را در وقايع اين سال در تاريخ قاجاريه ( جزء 1 ) ذكر كرده ، فتحعلى شاه چون اين اغتشاشات را در امور لرستان ديد آن را جزو ولايت كرمانشاه كرد و حكومتش را بمحمد حسين ميرزا حشمت الدوله كه در ( 1262 ) بيايد واگذار كرد ، و محمد تقى ميرزا بحكومت لرستان باقى ماند و محمود ميرزا مورد بىمهرى شاه واقع و همچنان در خرمآباد تحت مراقبت قرار گرفت و بالتبع سپهر هم با او بود و اجازه خروج از شهر نمىداشت ، ليكن برادران حاج ملا اسد اللّه بروجردى و آخوند ملا على بروجردى وى را از شهر خارج و تا حدود سربند كه در قلمرو حكومت غلامحسين خان سپهدار بود رسانيدند ، و وى از راه سربند بطهران رفت ، و از اين ببعد ظاهرا ترك ملازمت محمود ميرزا را گفته و در طهران اقامت اختيار كرد .
باز در سنه 1246 و 47 ميان محمد حسين ميرزا حشمة الدوله و محمد تقى ميرزا حسام السلطنه اختلاف در امور حكومت پيدا شده و بلشگركشى و جنگ رسيد و فتحعلى شاه غلامحسين خان سپهدار را مأمور رسيدگى و حل مسئله نمود ، و مرحوم سپهر نيز بهطورىكه خود در « تاريخ قاجاريه 1 : 276 » نوشته در آن سفر همراه سپهدار بوده و قصيدهئى طولانى در اين واقعه بنظم آورده .
همچنين در سنه 1250 كه فتحعلى شاه بفارس رفت سپهر در ركاب او بود ، و چون فتحعلى شاه در اين سفر در اصفهان وفات كرد و بر سر جانشين او اختلافاتى بهم رسيد وى طرفدار محمد شاه بود و چنانكه خود نوشته نامهئى بمحمد شاه نوشت كه چند شعرى نيز در آن بود و آن را بوسيله چاپارى كه نامههائى براى محمد شاه بتبريز مىبرد ، براى او فرستاد ، وانگهى خود بكاشان بازگشت و تا وقتى كه سيف الدوله ميرزا از يزد بطهران مىآمده و بكاشان رسيده و حكومت كاشان در آن وقت از جانب عليشاه ظل السلطان به اسماعيل خان واگذار بوده ، صاحب عنوان در كاشان توقف داشت و در زدوخوردهاى مخالفان سلطنت با موافقان در كاشان و غارتى كه بدستور سيف الدوله ميرزا روى داد بسيارى از اموال و چهارپايان او بيغما رفت ، پس در زمان محمد شاه بطهران احضار و بمنصب استيفا و قرائت اشعار در سلام اعياد منصوب شد و تا سنه 1252 در طهران بود .
و چون در سنه 1253 چنانكه خود در « تاريخ قاجاريه 2 : 48 » نوشته مردم كاشان
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 583
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٥٨٣